رمان نوجوان

نیکلا کوچولو خراب‌کاری می‌کند

(Les betises du petit nicola)

بابا بعضی وقت‌ها حرف‌هایی می‌زند که معنی ندارد و برای خنده است. بابا دستی به سرکم کشید و گفت، عجله کنم چون مامان داشت مرا از توی حمام صدا می‌کرد. صدای مامان خنده‌دار بود. من از اینکه خودم حمام می کنم خیلی احساس غرور می‌کنم، تقریبا دو تا تولد می‌شود که من بزرگ شده‌ام. رفتم توی اتاقم تا چیزهایی که لازم دارم را بردارم، کشتی کوچک بادی‌ام را برداشتم...

9786001880520
۱۳۹۰
۱۲۴ صفحه
۷۸۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های سامپه ـ گوسینی
نیکلا کوچولو به مسافرت می‌رود
نیکلا کوچولو به مسافرت می‌رود حیف که من جوک زیاد بلد نیستم و وقتی هم تعریفشان می‌کنم همیشه آخرشان یادم می‌رود، ولی این جوک آنقدر خنده‌دار بود که برای اینکه یادم نرود، سر کلاس یکسره برای خودم تکرارش می‌کردم،‌ شانس آوردم که خانم معلم ازم سوال نکرد،‌ چون هیچ گوش نمی‌کردم، خانم معلم هم هیچ دوست ندارد کسی به درسش گوش ندهد...
نیکولا مرد کوچک
نیکولا مرد کوچک خوب، مرد امشب خانه،‌ من یک کیک شکلاتی درست کردم، گمانم از آن‌هاست که مردها خیلی دوست دارند، حالا می‌توانیم به جای رفتن به رستوران که کیک به این خوشمزگی هم ندارد، تو خانه بمانیم و بخوریمش،‌ بعدشم شطرنج بازی کنیم، باشد؟
بادکنک نیکولا کوچولو
بادکنک نیکولا کوچولو ما رفتیم سوار اتوبوس بشویم و با آن برگردیم خانه، و یک صف آدم منتظر بود، و توی صف یک پسر هم‌سن و سال من بود که او هم یک بادکنک فروشگاه دستش بود و صورتش را چسبانده بود به بادکنکش و داشت گازش می‌گرفت، و کارش نتیجه داد: بنگ!
مجموعه ماجراهای نیکولا کوچولو (14 جلدی)
مجموعه ماجراهای نیکولا کوچولو (14 جلدی) حیف که من جوک زیاد بلد نیستم و وقتی هم تعریفشان می‌کنم همیشه آخرشان یادم می‌رود، ولی این جوک آنقدر خنده‌دار بود که برای اینکه یادم نرود، سر کلاس یکسره برای خودم تکرارش می‌کردم،‌ شانس آوردم که خانم معلم ازم سوال نکرد،‌ چون هیچ گوش نمی‌کردم، خانم معلم هم هیچ دوست ندارد کسی به درسش گوش ندهد...
یادش به خیر نیکولا کوچولو
یادش به خیر نیکولا کوچولو چیز خیلی جالب یخچال این است که توش چراغ دارد. مامان برایم توضیح داد چراغ وقتی روشن می‌شود که در یخچال باز می‌شود. بعد چیزها رو چید تو یخچال و بعد لباس پوشید تا برود از مغازه‌ها خرید کند.
مشاهده تمام رمان های سامپه ـ گوسینی
مجموعه‌ها