رمان خارجی

خداحافظ گاری کوپر

(Adieu gary gooper)

حالا همه‌چیز به رنگ خاکستری بنفش متمایل بود و برف شل و چسبنده‌. سرما به همه جای آدم سر می‌کشید و دنبال قلب می‌گشت. در اطرافشان کوچکترین اثری از حرکت محسوس نبود. سکونی بود که انسان را فرو می‌بلعید و مغز را که هنوز زنده بود و آنها همه در شخص دیگری می‌گذشت. دیگر نه در درون انسان اثری از کثافت‌کاری‌های روانی بود نه در بیرون. لنی کم‌کم داشت به قدری به این مسائل بی‌اعتنا می‌شد که حتی امکان داشت برگردد و...

سروش حبیبی
نیلوفر
9789644481420
۱۳۹۰
۲۸۸ صفحه
۱۸۱۶ مشاهده
۳۱ نقل قول
رومن گاری
صفحه نویسنده رومن گاری
۲۳ رمان رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسِف (Roman Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ در شهر ویلنا (اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدرش (آری-لیب کاسو) کمی بعد در ۱۹۲۵ خانواده را رها کرد و به ازدواج مجدد دست زد. از این هنگام او با مادرش، نینا اوزینسکی (کاسو)، زندگی می‌کرد، ابتدا در ویلنا و سپس در ورشوی لهستان. در سال ۱۹۲۸، رومن چهارده ساله به همراه مادرش به شهر نیس در کشور فرانسه رفتند. رومن خاطرات ...
دیگر رمان‌های رومن گاری
قلابی
قلابی رومن گاری با چهار نام مختلف داستان‌نوشت، دوبار جایزه گنکور برد، تا پایان عمرش به ژنرال دوگل وفادار ماند و هیچ‌گاه نتوانست خاطره فداکاری‌های خارق‌العاده مادرش را از یاد ببرد. در سال‌هایی که بسیاری پایان خلاقیت ادبی او را اعلام کردند، با یکی از نام‌های مستعارش داستان نوشت و حیرت همان منتقدانی را برانگیخت که دیگر آینده‌ای ادبی برایش متصور ...
پیمان سحرگاهی
پیمان سحرگاهی پیمان سحرگاهی در حقیقت زندگی‌نامه رومن‌گاری به قلم خودش از دوران کودکی تا پایان جنگ جهانی دوم است. این کتاب به صورت مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، اما پیوسته نوشته شده که محوریت زیادی بر روی رابطه پر مهر و عاشقانه نویسنده با مادرش دارد...
مردی با کبوتر
مردی با کبوتر این کتاب یک قصه هزل‌آمیز است. پر از مطایبه و سخره. قصه‌ای است درباره سازمان ملل: آدم‌هایش، اهدافش، راه‌کارهایش و عملکردهایش. به نوعی افشاگری است و در نتیجه خنده‌دار. کتاب پر است از استعاره، و خواندنش دقت می‌طلبد. اگر صحنه‌های کتاب را که بسیار به تصویر نزدیک‌اند، در نظر آورید حتما به هنگام خواندن کتاب مدام لبخند به لب خواهید داشت. ...
اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو روبه‌راه است
اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو روبه‌راه است زن آن‌قدر جوان بود، آن‌قدر دست‌و‌پاش را گم کرده بود، با چنان اعتمادی او را نگاه می‌کرد و آن‌قدر پرنده جلو چشمان مرد، روی تل‌ماسه‌ها جان داده بودند که یک آن فکر نجات یکی از آن‌ها، زیباترین‌شان، حفظ جانش، داشتنش، این‌جا، ته دنیا، رسیدن به چنین خط پایانی در زندگی‌اش، ساده‌لوحی مطلقی را تا که آن موقع هنوز پشت ریشخندش ...
مرگ و چند داستان دیگر
مرگ و چند داستان دیگر کوتوله با تکان مختصر سرش به دکتر سلام کرد، سیگار خاموشش را جوید و جوری بد عنق روبرویش را نگاه کرد که انگار جادوش کرده‌اند. دکتر رد نگاهش را گرفت و خیلی زود مجبور شد خودش را جمع‌و‌جور کند، تا هم معلوم نشود جا خورده و هم بتواند این حالت آرام و ساختگی‌اش را که مردم از آدمی در شغل ...
مشاهده تمام رمان های رومن گاری
مجموعه‌ها