رمان ایرانی

شازده احتجاب

شازده احتجاب توی همان صندلی راحتی‌اش فرو رفته بود و پیشانی داغش را روی دو ستون دستش گذاشته بود و سرفه می‌کرد. یک بار کلفتش و یک بار زنش آمدند بالا. فخری در را تا نیمه باز کرد، اما تا خواست کلید برق را بزند صدای پاکوبیدن شازده را شنید و دوید پایین. فخرالنسا هم آمد و باز شازده پا به زمین کوبید.

نیلوفر
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۱۳۷۶
۱۳۸۷
۱۲۰ صفحه
۱۱۸۵ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
دیگر رمان‌های هوشنگ گل‌شیری
آینه‌های دردار
آینه‌های دردار آینه‌های دردار به ظاهر سفرنامه‌ای است از سفری به چند کشور اروپایی که در زمان بازگشت و حضور در خانه نویسنده گزارش می‌شود. در این سفر نویسنده در هر شهری گاهی اثری از گذشته‌های دور و گاه از این سال‌ها می‌خواند و با هر داستان به عمق گذشته دور یا نزدیک می‌رود.حضور شاهدی در این جلسات داستان‌خوانی به این داستان‌های ...
عروسک چینی من
عروسک چینی من هر آدم خواه ناخواه، بار گذشته خود را به دوش می‌کشد و بار رفتگان را.
جبه‌خانه
جبه‌خانه
باغ در باغ 1 (2 جلدی)
باغ در باغ 1 (2 جلدی) در داستان من اغلب به دو صورت عمل می‌کنم: راه اول ـ مهم‌ترین عنصر از میان عناصر داستان برای من نظرگاه یا دیدگاه است. پس از متمایز کردن آن به دیگر عناصر می‌پردازم، مثل شخصیت‌پردازی، زمینه و طرح و الگو و غیره. اما نحوه عمل و یا انتخاب داستان‌نویس را حاصل نگرش او به جهان و کار جهان می‌دانم، یعنی به نظر ...
مشاهده تمام رمان های هوشنگ گل‌شیری
مجموعه‌ها