مجموعه داستان داخلی

طبقه هم‌کف

قصه
9789645776334
۱۳۸۲
۱۰۴ صفحه
۳۵۹ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های یوریک کریم‌مسیحی
نفس عمیق
نفس عمیق اول بهار بود و جایی بودم که پیش‌تر ندیده بودمش. می‌گفت بهشت است. همه‌جا سبز بود و گندم‌زاری جوان و نابالغ و سبز هم بود. میان‌شان می‌رفتم و دستم را می‌کشیدم به سرشان و تیزی سوزنک‌هاشان قلقلکم می‌داد. لباس نازک گل‌دار تنم بود که به نسیم تکان می‌خورد. موقع رفتن سرم را بلند کردم دیدم جوانی همسن خودم در یک ...
بزرگراه بزرگ (7 داستان) مجموعه داستان
بزرگراه بزرگ (7 داستان) مجموعه داستان هنوز خیلی به پل مانده بود که در ماشین باز شد و چیزی ازش بیرون افتاد. سواری رفته بود و چیزی که ازش بیرون افتاده بود هنوز داشت غلت می‌خورد. رامین رسیده بود بالای سر دخترک، دختر قدبلند مدرسه‌ای. هوا کم‌کم داشت روشن می‌شد و از فاصله‌ای یک قدمی به وضوح داشت دختر بی‌حرکت را می‌دید. دخترک دمر افتاده بود ...
اول شخص مفرد
اول شخص مفرد عناوین برخی از عکس قصه‌های این کتاب آن تابستان من، همسایه‌ی من، نگرانی بابای من، خبط غم‌انگیز مامان‌بزرگ من، سفر کاری بابای من، لحظه ی قطعی من، وردست من، به صحنه رفتن من، من و مامان من، زن من، تجربه عشقی من
100 میدان (100 قصه از میدان‌های 100 گانه نارمک)
100 میدان (100 قصه از میدان‌های 100 گانه نارمک) نارمک تهران صد میدان دارد و هر میدان آن بی‌شمار قصه، من در این مجموعه از هر میدان یک قصه گفته‌ام.
مشاهده تمام رمان های یوریک کریم‌مسیحی
مجموعه‌ها