ناگهان چون پلنگی خشمناک راه افتاد. اتفاقا این آقای معلم لهجه غلیظ شیرازی داشت و اصرار داشت که خیلی خیلی عامیانه صحبت کند. همینطور که پیش میآمد با لهجه خاصش گفت:
‹‹بهبه نرهخر. مثل قوالها صورتک زدی؟ مگه اینجا دسته هفت صندوقی آوردن؟››
داستانهای برگزیده 3 (4 جلدی) مجموعه داستان
یک مرتبه به یاد دارم که زیر آب صدای یک خشخش به گوش ما رسید. ما حیرت میکردیم آن صدا ناشی از چیست تا این که از زیر آب بیرون آمدیم و دیدیم که رشتههای یک مین به برج زیردریائی ما چسبیده است. آن موقع دورهای بود که متفقین در دریا به جای ماسوره چاشنی عادی، یک رشته مفتول به ...
خروس دریا و خورشید (داستانهایی از نویسندگان روس)
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
خانه اشباح (داستانهای اشباح از نویسندگان جهان) مجموعه داستان
داستانهای این مجموعه عبارتند از:
سوداگر بزرگ سامرست موآم، مرد پوشالی تامس بورک، شبح گمشده ماری ویلکینز، اتاق سرخ اچ جی ولز، روی جاده برایتن ریچارد میدلتن، شب با برکت نجیب محفوظ، شبح کوچک هو والپول، اسمی آ ام بوریج، منصوره الیفه رفعت، رز رز باری پین، موسیقی روی تپه اچ اچ مونرو، آخرین خنده در اچ لارنس، برخورد با مه ...
1 منهای 1
اگر براقکننده جوانترم میکرد، خوشتیپ نشانم میداد، پوستم را صاف میکرد، دندانهایم را ردیف میکرد و شکل دماغم را تغییر میداد؛ میدانستم حقهی فنی ترسناکی در کار است و بهجای آن که مثل یک ابله فریب بخورم، با مشت آینه اما بدون تردید خودم بود؛ نه جوان، نه خوشتیپ، نه هیچچیز ویژهای، کمی قوز کرده، شکمی نسبتا بزرگ، کیسهای زیر ...