رمان خارجی

امیدهای جاودان بهاری

(Hope springs eternal)

فصول گوناگون شامل چهار داستان در چهار سبک و حال و هوا و موضوع مختلف است که در سال 1982 نگاشته شده. داستان‌هایی غیروحشتناک. این کتاب در سال 1983 نامزد بهترین مجموعه داستان جایزه World fantasy awards شد. کتاب اول، ریتا هی‌ورث و رهایی از شاوشنک در مورد مرد بی‌گناهی است که حتی لحظه‌ای امیدش را از دست نمی‌دهد، و نقشه فرار از زندان را سال‌ها و سال‌ها دنبال می‌کند. در این داستان زندگی در زندان به خوبی به تصویر کشیده شده است. مرد بی‌گناه از رئیس سنگ‌دل زندان انتقام می‌گیرد، اما به صورت فرار از زندان. قسمت کلیدی داستان زمانی است که اندی در طی گفتگویی دوستانه بخش عظیمی از امیدش را به رد انتقال می‌دهد. زندان، جهان افسانه‌هاست یا نه؟ هر کسی زندان خاص خود را دارد: شغل بد، بیماری لاعلاج و... اما انسان‌ها باید تونل آزادی خود را حفر کنند. اگر اندی توانسته، پس ما هم می‌توانیم...

افراز
9789642431113
۱۳۹۰
۲۲۴ صفحه
۱۳۳۶ مشاهده
۹ نقل قول
استفن کینگ
صفحه نویسنده استفن کینگ
۲۶ رمان استیون ادوین کینگ نویسنده آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی است.
دیگر رمان‌های استفن کینگ
شیوه تنفس
شیوه تنفس
خواهران کوچک ایلوریا و مرد کت شلوار مشکی
خواهران کوچک ایلوریا و مرد کت شلوار مشکی مجموعه‌ی برج تاریک به این صورت آغاز می‌شود که رولند اهل گیلیاد، آخرین هفت‌تیرکش شریف دنیایی خسته به گونه‌ای شگرف، تغییر یافته در جهت منفی، در پی جادوگری سیاه‌پوش است. مدت‌هاست که رولند به دنبال والتر است. در قسمت اول این مجموعه، او سرانجام به والتر می‌رسد. هر چند ماجرای این داستان (خواهران کوچک ایلوریا) زمانی اتفاق می‌افتد که رولند ...
بلیز
بلیز استیفن کینگ، بلیز را در اوایل دوران نویسندگی‌اش نگاشته است. اما به هر روی، در این رمان فضایی مهیا شده تا کینگ نگاهی صریح‌تر به اتفاقات مشمئز کننده، منزجر کننده، آزار دهنده و... به طور کلی هراس‌انگیز زندگی انسان‌ها داشته باشد. این‌گونه اتفاقات، در داستان‌های کینگ، اغلب در جامعه آمریکا و در برخی مواقع در جامعه جهانی به وقوع می‌پیوندند. ...
داستان‌های پراکنده
داستان‌های پراکنده برنت گلوله‌ها را روی ریل سمت چپ ردیف کرد... کنار ریل به صف شدیم. گلوله‌ها جلو چشم‌های مصمم‌مان می‌درخشیدند. جان اولین کسی بود که صدای قطار را شنید، و وقتی به دستور برنت جلوتر رفتیم متوجه شدم دارم تند و تند زیر لب دعا می‌خواند. دووی کمی دورتر در سمت راست من ایستاد. صدای غرش واگن‌های قطار نزدیک شد، و کمی ...
7 تیرکش (برج تاریک 1)
7 تیرکش (برج تاریک 1) مرد سیاه‌‌پوش به بیابان گریخت و هفت تیرکش تعقیبش کرد. بیابان،پهنه‌ای وسیع، سرآمد تمام بیابان‌ها بود و از هر سو، آسمان بر فراز آن خودنمایی می‌کرد. سفید، خیره‌کننده، خشک و بی‌آب؛ بی‌‌آن‌که در آن سرپناهی یافت شود. در افق کوه‌های مه‌آلود رخ می‌نمود و علف افیونی رویایی شیرین، کابوسی ترسناک و مرگ را به ارمغان می‌آورد. ردیف سنگ‌هایی که نامنظم ...
مشاهده تمام رمان های استفن کینگ
مجموعه‌ها