کتاب ارواح شهرزاد (شگردها و فرمهای داستان نو)
هر شبانگاه که امیری امر می کند: قصه بگو! و شهرزاد لبان کلمه میگشاید به گفتن، امیری میمیرد؛ و هر سحرگاه که شهرزاد لب فرو میبندد، کلمه میمیرد و داستاننویسی زاده میشود...
در "کتاب ارواح شهرزاد" پندار، گفتار و کردار داستان، به دو شیوه آکادمیک و آموزش تجربی ـ کارگاهی به هم آمیخته شده، بر این باور که تلاش برای انتقال ...
1001 سال
هر هزار و یک سال، یکبار این حادثه تکرار میشود و این کتاب نوشته میشود: داستان ستارههایی که به زمین میآیند و بعد از حادثههایی میفهمند که کمک به آدمها آنطورها هم که فکر میکردند، آسان نیست... . و این کتابی که اینبار نوشته شده، برای گروه کم سن و سالی نوشته شده که دوست دارند بدانند غصهها و ...
ماه نیمروز
در آسمان، گاه به نیمروز، ماه زلالی دیده میشود: گویی شاهدی مشرقی است در کنار خورشید واقعیت. داستانهای این مجموعه ـ خیره به چشم پلنگی که خون کودک انسان را در رگ دارد؛ کیمیا و عشق در مه جنگلهای بلوط؛ ظهور ناگهانی سه مسافر در هواپیمایی اوج گرفته؛ گفت و گو در کنار چاهی بیانتها؛ و برای کوسهها، رد خون ...
آبی ماورای بحار
کابوسهایم، همیشگیاند. اما وقتی خودم به پای خودم آمدهام به این دنیای نحس کلمات، که ارواح اشیا و آدمهایند، به طمع کام گرفتن از کلمات، دیگر چه جای گله... آن برجها برای من و برای این داستانها فقط آن دو برج خاص نبودند. برای تمرکز که پلک میبستم، پشت پلکهایم، شکل وهم آلود تل ویرانهشان هم، شکلی بود که در ...