اینجا چه خبراست؟! ما سه پزشک روی دست داریم که با هم همخانه هستند و در عین حال در یک بیمارستان کار میکنند. یکی از آنها باعث شده تا این بیمارستان کلا بسته شود. دیگری به خاطر یک میلیون دلار پول، بیمارش را میکشد و سومی هم به قتل رسیده است!...
۱۷ رمان
سیدنی شلدون رماننویس معروف آمریکایی بود. شلدون پیش از رویآوردن به رماننویسی، فیلمنامهها و نمایشنامههایی نوشت که او را برنده جایزههایی همچون اسکار بهترین فیلمنامهنویسی و جایزه نمایشنامهنویسی تونی کردند. او در رماننویسی بسیار موفق بود و در مدتی کوتاه تبدیل به یکی از پرفروشترین و معروفترین نویسندگان داستانهای مردمپسند جهان شد.
او افزون بر انتشار بیش از ۳۰ فیلمنامه، ۲۵۰ فیلمنامه تلویزیونی، ۱۰ نمایشنامه و ۱۸ رمان نوشت. آثار شلدون در بیشتر کشورهای دنیا منتشر شده و عنوان نویسندهای را ...
ترس از تاریکی
روبین استاین مرد ریزنقش و چالاکی بود که قوه تخیل عجیبی داشت و بسیار سریعالانتقال بود. هیچگاه در دادگاههای مختلف حالت یکسانی به خود نمیگرفت. ظاهرسازی جزو ابزار کارش بود و کاملا در این کار مهارت داشت. با غریزهای حیوانی دنبال یافتن نقاط ضعف حریفانش بود. گاهی اوقات تصور میکرد شیری است که به آرامی به طعمهاش نزدیک میشود و ...
قاتلی در شهر
جراید صبح قتل توام با شکنجه کارول رابرتز را با هیاهوی زیاد منتشر کردند. جاد وسوسه شده بود که به تمام مریضهایش زنگ بزند و تمام وقتهای قبلی برای آن روز را لغو کند. او شب گذشته اصلا به بستر نرفته بود و چشمانش سنگین و سوزناک مینمود. ولی وقتی که فهرست بیماران را مرور کرد، دید که 2 نفر ...
اگر فردا بیاید
او با احتیاط به مسافرانی که به قطار سوار میشدند، نگاه میکرد. هنوز هیچ نشانه خطری دیده نمیشد. شانههای او در حالتی عصبی فشرده میشد و به خود اطمینان میداد که هیچکس به این زودی به موضوع پی نخواهد برد. حتی اگر ماجرا برملا شده باشد...
خط خون
او در تاریکی نشسته بود... تنها، پشت میز حاجب کفیر، و از پنجره غبارآلود که هیچوقت از آن استفاده نمیشد به مغازههای قدیمی استانبول نگاه میکرد. او تعداد زیدی از پایتختهای دنیا را مانند خانه خودش میشناخت اما استانبول شهر مورد علاقهاش بود.