رمان ایرانی

فراتر از معرکه 2 (2 جلدی)

... متین، یک بار دیگر می‌گویم. تو مرد بدی نیستی! این را حاضرم به تمام دنیا بگویم، ولی من از قفس خسته شده‌ام. لطفا دنبالم نگرد. من را پیدا نخواهی کرد. اما من از مدت‌ها پیش همه چیز را سبک و سنگین کرده‌ام و نتیجه گرفته‌ام دست‌کم برای یک مدت، باید مال خودم باشم. فقط مال خودم. می‌خواهم طعم آزادی را بچشم. طعم زندگی دلخواه. طعم عاطفه‌ای غیر علمی! دیگر منطق‌های دو دو تا چهار تای تو را نمی‌خواهم بشنوم. حق با تو است. کاری که من کرده‌ام، نه با منطق تو، و نه با منطق هیچ کس دیگر قابل تایید نیست. اما همان‌طور که گفته‌ام، من گوشم را به روی هر صدایی بسته‌ام...

علم
9789644058622
۱۳۸۷
۶۹۲ صفحه
۷۰۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده شهره وکیلی
۳۴ رمان شهره وکیلی (۱۳۲۵–) نویسنده (رمان‌نویس) ایرانی است. او همچنین آموزگار و مدیر مدرسه نیز بوده‌است. رمان‌های او فروش بالا و چاپ‌های متعدد داشته‌اند. سیمین دانشور از کتاب «شب عروسی من» وی تمجید کرده است[نیازمند منبع]. شهره وکیلی در سال ۱۳۲۵ در تهران (خیابان ژاله) زاده شد. سپس در دبیرستان آزرم دیپلم ادبی گرفت و همان زمان که در کنکور شرکت می‌کرد ازدواج کرد. وکیلی در دانشگاه تربیت معلم حشمتیه پذیرفته شد و زمان دانشجویی در مدرسه نیز تدریس می‌کرد. او تحصیلش ...
دیگر رمان‌های شهره وکیلی
بیژن
بیژن
سفیدبخت
سفیدبخت پشت دستگاه این عدالت‌خانه عدالتی صورت نمی‌گیرد. بنابراین فراز و نشیب‌ها جزو قانون زندگی هستند بدون آن‌که نظمش را بر هم زنند! پس چرا بگذاریم بخشش‌ها با مرگ پیش بیایند!؟ چرا زنده‌ها را نبخشیم!؟
چه زود دیر شد جلد2(2جلدی)
چه زود دیر شد جلد2(2جلدی) بی‌تا بهت‌زده و از رمق رفته گفت:«اگر بزنم تو چه کار می‌کنی؟» ـ فرار می‌کنم. تو همین را می‌خواهی، نه؟ برق شرربار نگاهش بی‌تا را در جا خشک کرد. با صدایی شکسته گفت: ـ پس تا فریاد نزده‌ام و آبرویت را نبرده‌ام برو. ـ من دوستت دارم. با من این جوری رفتار نکن! بد می‌بینی‌ها! ـ من... من از تو متنفرم. برو گمشو دیوانه‌ احمق!...
فریاد نکن فراموش کن
فریاد نکن فراموش کن
صبر بلند
صبر بلند از پنجره اتاق کارم بخشی از ساختمان شما پیداست. هوا خنکای باران دارد و کمی مه ‌گرفته است. کوه در دوردست‌تر در هوای پیش بارانی، پوسته تیره‌ای آن را پوشانده. هوا در شک میان باریدن و نباریدن، زمین و زمان را به انتظار خود سرگردان کرده، میان طراوت و خشکی، میان آمدن و نیامدن، میان رسیدن و نرسیدن. حالا ایستاده‌ام ...
مشاهده تمام رمان های شهره وکیلی
مجموعه‌ها