این مجموعه داستان کوتاه اثری از نویسندگان جوانی است که تصمیم بر نوشتن گرفتهاند و برای اولینبار نوشتهاند با خواندن این مجموعه با بیست و دو نوع زندگی دوباره آشنا خواهید شد.
3 نامه و 1 قصه و چند داستان دیگر
وجنات شگفتزدهاش دیدن دارد، وقتی که کناردستی من در نهایت به نقطه محاسبه شده میرسد و چیزی را لمس نمیکند جز هیچ. هیچ هیچ! کفش شماره چهل و پنجش تنها و بیکس شده. دیگر طاقت نمیآورد.
ابتدا به زمین نگاه میاندازد، بعد به پای من. من همچنان غرق در افکار خود با عروسکهایم بازی میکنم و طرف کمکم متوجه میشود ...
مرگ همین دور و برهاست (مجموعه 10 داستان پلیسی جنایی)
... در شرایط عادی من تمام کارهایی را که سر راهم قرار میگرفت، سبک سنگین میکردم و تنها آنهایی را که آشکارا از من میخواستند دزدی بکنم یا آدم بکشم، رد میکردم. در خط کاری من آدمها کشته میشدند و من به این مساله عادت کرده بودم اما خودم برای پول درآوردن این کار را نمیکردم...
10 سپتامبر
دیروز تلفنات مرد. تنها آدمها نیستند که میمیرند... شمارههای تلفن هم میمیرند. هر کسی اعداد مهم در زندگی اش را فراموش میکند: شماره پاسپورت، شماره پلاک آخرین ماشینی که خریده، شماره پلاک ماشین دوستش، مسافت زمین تا ماه و آمار مردم شهری که آنجا زندگی میکند. من نیز همان اعداد را فراموش کردهام و به غیر از آن پنج رقم. ...
پشت دیوارهای دیر (مجموعه داستانهای فرانسوی)
رودریک همه چیز را به کلارا میگفت و او را از ندامتهای خود آگاه میکرد. نخستین بار بود که با او از عشق سخن میگفت. کلارا از این حرف استقبال بسیار بدی کرد. این بیان شگرف سودای رودریک را در نظر دختر جوان جالبتر کرد! عشق در جانهای سودایی چنین است. بزرگترین عیبها، زیانبخشیهای بی حد و مرز به ...
دوران طلایی دلشکستگی
بعد از رفتن او، شهری که در آن زندگی میکردیم صاف شد، مثل کف دست. صدا با خود آواز آورده: آواز راننده کامیونی که پنج مایل از شرق راه آمده بود. چیزی نمیتوانست نوحه او را ببرد. یک راه طولانی فلاکت اینجا و آنجا در حالی که غبار جاده را میرفت. او هم به خانه آمده بود به کمد لباسی ...