رمان نوجوان

خاطرات 1 بچه‌ی بی‌عرضه فرمایشات جناب رودریک

(Diary of wimpy kid rodrick rules)

یادت می‌یاد بهت گفتم اگه یه عوضی اتفاقی منو با یه کتابی ببینه که روش نوشته «دفترچه خاطرات»، ممکنه برداشت اشتباهی کنه؟ خوب این دقیقا همون اتفاقی بود که دیروز افتاد. حالا که رودریک می‌دونه (رودریک برادرمه) من یه دفترچه یادداشت دیگه دارم، بهتره حواسم باشه این یکیو دیگه یه جای امن قایم کنم. راستش چند هفته قبل دفترچه یادداشت آخریم افتاد دست رودریک... ولی تو رو خدا ازم نخواه که اون ماجرا رو از نو تعریف کنم. تابستون من، حتی بدون مشکلاتم با رودریک، به قدر کافی نکبتی بود. هر کاری می‌خوای بکن، فقط ازم نپرس تعطیلات تابستونمو چطوری گذروندم. چون یه ذره هم دلم نمی‌خواد راجع بهش حرف بزنم.

فرخ بافنده
نیکو نشر
9789647253383
۱۳۸۹
۲۲۴ صفحه
۶۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
جف کینی ۳۴ رمان Tobias Jonathan Ansell Wolff is a writer of fiction and nonfiction.

He is best known for his short stories and his memoirs, although he has written two novels.

Wolff is the Ward W. and Priscilla B. Woods Professor in the School of Humanities and Sciences at Stanford University, where he has taught classes in English and creative writing since 1997. He also served as the director of the Creative Writing Program at Stanford from 2000 to 2002.

دیگر رمان‌های جف کینی
خاطرات 1 بچه بی‌عرضه جون به‌لب
خاطرات 1 بچه بی‌عرضه جون به‌لب گرگ هفلی توی دردسر بزرگی افتاده. اموال مدرسه خراب شده و گرگ مظنون اصلیه، ولی قضیه اینه که اون بی‌گناهه یا حدالق تا حدی.
خاطرات 1 بی‌عرضه (دفترچه قهوه‌ای)
خاطرات 1 بی‌عرضه (دفترچه قهوه‌ای) فضایی شاد در مدرسه حکم‌فرماست. اما این چه مفهومی برای گرگ هفلی دارد؟ روز جشن در مدرسه راهنمایی گرگ هفلی، زندگی او را وارونه کرده است. وقتی گرگ تلاش می‌کند همراهی برای رفتن به جشن پیدا کند، دائم نگران این است که در سرمای آن شب بزرگ، تنها بماند. بهترین دوست او، رالی، کسی را سراغ ندارد و او هم ...
خاطرات 1 بی‌عرضه (دفترچه آبی)
خاطرات 1 بی‌عرضه (دفترچه آبی) دمای هوا توی دستشویی‌ها از آب استخر هم یخ‌تر بود. بگی نگی دو سه درجه‌ای زیر صفر بود، و چاره‌ای نبود جز اینکه... و خلاصه نصف بیشتر تعطیلات تابستان برنامه من همین بود.
خاطرات 1 بچه چلمن 2
خاطرات 1 بچه چلمن 2 یادتان می‌آید که می‌گفتم می‌ترسم یک آدم مزخرفی مچم را با این کتابچه و نوشته مسخره روی جلدش بگیرد و چه فکرها که در موردم نکند؟ خوب بالاخره امروز همین بلا سرم آمد. حالا که رودریک، برادرم، می‌داند که دوباره دارم شرح حالم را می‌نویسم، بهتر است آن را هفت سوراخ قایم کنم. رودریک کتابچه شرح حال قبلی‌ام را پیدا کرده ...
مشاهده تمام رمان های جف کینی
مجموعه‌ها