رمان خارجی

قتل راجر آکروید

(The murder of roger ackroyd)

خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.

خسرو سمیعی
هرمس
9789643635565
۱۳۹۰
۳۰۶ صفحه
۳۷۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۱۳ رمان بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
معمای کارائیب
معمای کارائیب خانم مارپل با خودش گفت بعید نیست قبلا این قصه را برای فرد یا افراد دیگری در اینجا تعریف کرده باشد. در این صورت می‌تواند جزئیات قصه را از آن فرد بپرسد و مثلا بفهمد مردی که در آن عکس بوده چه شکلی بوه است. با خشنودی سر تکان داد و با خودش گفت همین می‌تواند نقطه شروع باشد...
پس از تشییع جنازه
پس از تشییع جنازه خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
راز سیتافورد
راز سیتافورد سیتافورد نام دهکده‌ای کوچک است که تمام اتفاقات مرموز داستان در آن رخ می‌دهد. سروان ناراکوت مامور اداره پلیس در تلاشی بی پایان برای یافتن کلید معما در جستجو است و در این راه با حوادثی عجیب مواجه می‌شود اما سرانجام...
جنایت‌های میهن‌پرستانه
جنایت‌های میهن‌پرستانه بست و چهار ساعت بعد جپ به پوآرو زنگ زد و با لحن بسیار ناراحت‌کننده گفت: آن حرف‌ها را بینداز دوز! همه را! منظورت چیه، دوست عزیز؟ مورلی خودکشی کرده. ما دلیلش را پیدا کردیم. چی بود؟
شبح مرگ بر فراز نیل
شبح مرگ بر فراز نیل هر دو مرد با دهانی نیمه‌باز،‌ چشمان ندید بدید خود را به دختری دوخته بودند که داشت جلو پست‌خانه از یک رولزرویس قرمز رنگ پیاده می‌شد. دختر، نرم و چابک،‌ از اتومبیل بیرون آمد. کلاه بر سر نداشت و موهای طلایی‌اش به او جلوه خاصی می‌داد. پیراهنی بلند اندام ظریف و زیبایش را پوشانده بود. از حرکاتش معلوم بود ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها