رمان نوجوان

ملکه برف‌ها و چند قصه دیگر

(Hans andersens fairy tales a selection)

ولی در کنج آن خانه، در سرمای صبح زود، دخترک همان‌جا نشسته بود، گونه‌هایش گل انداخته بود و لبخند می‌زد، مرده بود، تا سر حد مرگ یخ زده بود، در آخرین شب سال کهنه. سپیده سال نو بر بالین جسد دخترکی طلوع کرد که با کبریت‌هایش آنجا نشسته بود و تقریبا تمام کبریت‌های کیسه‌اش را روشن کرده بود...

هرمس
9789643635763
۱۳۸۸
۱۹۰ صفحه
۶۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های هانس کریستین اندرسن
دخترک کبریت‌فروش و 53 قصه دیگر
دخترک کبریت‌فروش و 53 قصه دیگر
آدم برفی و 32 قصه دیگر
آدم برفی و 32 قصه دیگر
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر توی جاده، سربازی قدم‌رو می‌آمد، چپ راست چپ راست! کوله‌بارش را به دوش گرفته بود و یک شمشیر به کمر بسته بود، چون رفته بود جنگ و حالا داشت به خانه بر می‌گشت. توی راه، به جادوگر پیری برخورد، جادوگر آنقدر زشت بود که لب پایینش درست روی سینه‌اش آویخته بود.
44 قصه از هانس کریستین آندرسن
44 قصه از هانس کریستین آندرسن توک در این خواب هم خواب دیگری دید، یعنی آنچه را که دوست داشت خواب دید. خواهر کوچکش، گوستاو، که چشمان آبی و موهای مجعدی داشت، ناگهان به صورت دختری جوان و زیبا در آمد. او بدون آن‌که بال و پری داشته باشد پرواز می‌کرد. آن‌ها بر روی جنگل‌های سبز و دریاچه آبی شهر زولند پرواز کردند.
مشاهده تمام رمان های هانس کریستین اندرسن
مجموعه‌ها