خانم صاحب خانه در حالی که با سرعت داشت دفترچهای را ورق میزد، گفت: ((این یک دفترچه یادداشت است . بفرمایید. اینجا رازش برملا میشود. اسمش سیری نمیدانم چه و ساکن خیابان گاروفانی شماره دوازده است. ))
دیگر تنها نیستی
یک روز آقای رمو تصمیم گرفت که دیگر به سگش غذا ندهد و او را دو روزی گرسنه نگه داشت. اما بوم او را همچنان عاشقانه و با مهربانی دنبال میکرد. وقتی آقای رمو برای غذا خوردن سر میز مینشست، بوم نه چیزی درخواست میکرد و نه حتی نزدیکش میشد. تنها از دور و با کنجکاوی مطبوعی صاحبش را تماشا ...
کافه زیر دریا (داستان کوتاه)
پینوکیا (مجموعه نمایشنامه)
پینوکیا: باید مشخص کنی، منظورت اشاره به غروب ایدئولوژی کمونیسمه یا اشاره به بحران بازار خودروهای فراری یا غروب آفتاب یا مد جدید لباسهای پاییزه ـ زمستونی. حالا اشارهتون به کدومشونه؟
ژپتو: الان دیگه بازت میکنم! ‹‹یک پای او را میگیرد و او را بیرون میکشد.››
پینوکیا: ‹‹روی زمین›› نه. نه. آسمون سرخ شب میگه فردا هوا خوبه. کلاغه اومد راه ...
بئاتریچهها (مونولوگهایی برای تئاتر و چیزهای دیگر) نمایشنامه
بئاتریچهها کتابی شامل مجموعه مونولوگهای تئاتری همراه با اشعار طنز و یک داستان کوتاه است که نخستین بار در سال 2011 منتشر شد و در حال حاضر چاپ سوم آن در بازار نشر ایتالیا در دسترس است. مونولوگهای کاملا زنانه بئاتریچهها، که همچون دیگر آثار استفانو بنی ترکیبی از طنز اجتماعی و رئالیسم جادوییاند، بارها در ایتالیا بر صحنه نمایش ...