انسان عمدتا با موضوعات زندگی میکند و حتی احساس و رفتار او بستگی به تصوراتش دارد. او موجود منحصر به فردی است که زبان، احساس و رفتار را به او، یا برای او انتقال میدهد.
سمیرا نرفته است
یادش رفته بود کلاهش را از روی جالباسی بردارد. همهاش تقصیر کلاه لعنتی بود. اگر کلاه را برداشته بود، حتی یک درصد هم احتمال نداشت تا قبل از ساعت هشت شب به خانه برگردد. اگر برنگشته بود نادر را نمیدید که از روی دیوار پرید توی حیاط. اگر نادر را نمیدید، خونش به جوش نمیآمد. اگر خونش به جوش نمیآمد ...
سرهنگ زندان یحیی
گفتم:
«چرا ایشان از بنده شکایت کردهاند؟»
افسر نگهبان گفت:
«چون شما ایشان را تهدید به قتل کردهاید.»
من با عصبانیت گفتم:
«تهدید به قتل همسر، یک چیزی مثل قربان صدقه رفتن است و باد هواست.»
افسر نگهبان گفت:
«اولا این دو تا موضوع ربطی به هم ندارند. ثانیا خانم ریچاردز همسر شما نیستند، که به قول خودتان مثل قربان ...
تا صدای رباب پای قطار
بر ریلهای برزخ
«بر ریلهای برزخ» چند روایت از آدمهایی است که در لایههای مختلف یک جهان زندگی میکنند. جهان آنها اگر چه با هم متفاوت است، ولی در ژرف ساخت به هم پیوسته است. بین همه آنها مرزی است که جهان آنها را از هم جدا میکند، ولی در واقع همین مرز، نقطه اشتراک همه آنهاست. روایتهای تو در تو و حیرتبرانگیز، ...
لبه آب
سوری با شنیدن صدای شلیک، از جا پرید و دوید طرف در هال. فرهاد به سرعت بلند شد و خودش را رساند به سوری و دست سوری را گرفت و کشید طرف خودش و او را از در دور کرد. سوری تقلا کرد دستش را از دست فرهاد بکشد بیرون و برود طرف در، ولی نتوانست. با التماس به فرهاد ...