رمان خارجی

رمان 1984 جورج اورول حاکی از روحیه‌ای است هشداردهنده. روحیه‌ای که در آن ترسیم می‌شود، نومیدی نزدیک به آینده انسان و هشدار آن این است که اگر روند تاریخ تغییر نکند، انسان‌های تمامی دنیا مهمترین ویژگی‌های انسانی خود را از دست خواهند. و بی آنکه حتی خود متوجه آن باشند به انسان‌های بی روح و خودکاری مبدل خواهند شد. اورول برای توصیف نوع اندیشه قالب در 1984 واژه‌ای ساخته است، که از پیش جزیی از واژگان جدید شده است.

9789642756315
۱۳۹۰
۳۹۲ صفحه
۴۷۲۱ مشاهده
۲۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جورج اورول
صفحه نویسنده جورج اورول
۳۰ رمان اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول داستان نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناش و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار می‌شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشته‌اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها می‌نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می‌شود. اریک بلر در ۱۹۰۳ در شهر ...
دیگر رمان‌های جورج اورول
دختر کشیش
دختر کشیش وقتی که کشیش مراسم دعا و تقدیس را به اتمام رساند، دوشیزه میفیل با تقلا و زحمت بسیار تلاش کرد تا روی پاهایش بایستد و مثل یک مخلوق چوبی قطعه قطعه، خودش را بخش بخش بالا کشید. صدای غژغژ عجیبی از جایی که نشسته بود به گوش می‌رسید. احتمالا این صدا، صدای ساییده شدن استخوان‌های او روی یکدیگر بود. تصور ...
قلعه حیوانات
قلعه حیوانات «قلعه حیوانات» ماجرای حیواناتی است که در یک مزرعه، کنار هم زندگی می‌کنند. «ارباب جونز» صاحب مزرعه، هر یک از حیوانات را به نوعی تحت ستم و استثمار خویش دارد؛ به نحوی که سرانجام حیوانات در جریان یک شورش، او را از مزرعه بیرون کرده و اداره امور را خود به دست می‌گیرند. جامعه جدیدی که ایجاد می‌شود ایده‌آل‌های بزرگی ...
روزهای برمه
روزهای برمه روزهای برمه همچون نوشته‌های دیگر جورج اورول یک داستان انتقادی است. خوانندگانی که با آثار او آشنایی دارند و کتاب‌های او،‌ همچون قلعه حیوانات و یا 1984 را خوانده‌اند به خوبی سبک و سیاق قلم اعجازبرانگیز او را می‌شناسند، بنابراین وقتی با این کتاب رو به رو می‌شوند، به خوبی می‌دانند که چگونه رمانی را می‌خوانند.
قلعه حیوانات (وحشت نوع بشر)
قلعه حیوانات (وحشت نوع بشر) در اواخر پاییز اخبار اتفاقاتی که در مزرعه‌ی حیوانات افتاده بود ، در نیمی از کشور پخش شد . هر روز ناپلئون و گلوله برفی کبوتران را به پرواز در می‌آوردند و دستور این بود که به حیوانات مزارع همسایه نزدیک شوند ، داستان شورش را برای آن‌ها بگویند و آهنگ ((حیوانات انگلیس)) را یادشان بدهند .
مشاهده تمام رمان های جورج اورول
مجموعه‌ها