رمان نوجوان

مترسک نیمه شب راه می‌افتد

(The scarecrow walks at midnight)

با داستان‌های مجموعه ترس و لرز واقعا مو به تن آدم سیخ می‌شود. دختر و پسرهای معمولی ولی شجاع و کنجکاو با داستان تجربه‌های بسیار ترسناکی را از سر می‌گذرانند. مزرعه پدربزرگ و مادربزرگ جودی هیجان انگیزترین جای دنیا نیست، با این حال جودی خیلی دوست دارد تابستان‌ها را آنجا بگذراند، آخر قصه‌های ترسناک پدربزرگ و پنکیک‌های شکلاتی مادربزرگ بی‌نظیر است. اما امسال تابستان، مزرعه واقعا عوض شده است. محصول ذرت کم شده، مادربزرگ و پدربزرگ خسته و بی‌حوصله‌اند. مترسک قبلی رفته و دوازده مترسک با صورت‌های زشت و شرور، جایش را گرفته‌اند. یک شب جودی صحنه عجیبی می‌بیند، مترسک‌ها می‌جنبند و روی پایه‌هایشان پیچ و تاب می‌خورند. مترسک‌ها زنده می‌شوند...

پیدایش
9789643496661
۱۳۸۷
۱۷۶ صفحه
۲۲۱۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
استاین ۹۳ رمان استاین می‌گوید:" وظیفهٔ بزرگی دارد و آن سیخ کردن مو بر اندام بچه هاست" کتاب‌های او با فروش بیش از ۲۵۰ نسخه در سطح جهان او را به پر فروش‌ترین نویسندهٔ کودک تبدیل کرده‌است . او هم اکنون همراه همسرش جین(jane)و پسرش مت (matt)زندگی می‌کند. استاین می‌گوید:"من عاشق این هستم که خواننده‌هایم را به جاهای ترسناک ببرم آیا می دانید ترسناک‌ترین مکان کجاست؟این محل ذهن خود شماست." آر.ال.استاین«رابرت لارنس استاین»در سال ۱۹۴۳ در شهر کلموبوس در ایلت اوهایو به دنیا ...
دیگر رمان‌های استاین
ساعت محکومیت (دایره وحشت 13)
ساعت محکومیت (دایره وحشت 13) مایکل وبستر همیشه به دردسر می‌افتد. و او می‌داند که دلیلش همیشه خواهر لوس و کوچک‌ترش، تارای وحشتناک است. اما این‌بار موضوع تازه‌ای زندگی مایکل را به وضع بدی می‌کشاند. پدر مایکل به تازگی یک ساعت کوکی عتیقه به خانه آورده است. ساعت بسیار قدیمی و گران است و آقای وبستر اجازه نزدیک شدن به آن را نمی‌دهد.. بیچاهره مایکل باید ...
بگو چیز و بمیر (مورمور 9)
بگو چیز و بمیر (مورمور 9) گریگ فکر می‌کند دوربین قدیمی و کهنه‌ای که پیدا کرده مشکلی دارد... عکس‌هایی که می‌گیرد، متفاوت از آب در می‌آیند و وقتی از اتومبیل جدید پدرش عکس می‌گیرد، اتومبیل در تصویر درب و داغون دیده می‌شود... و سپس اتومبیل تصادف می‌کند... هیچ یک از دوستانش حرف او را باور ندارد و حتی یکی از آن‌ها از گریگ می‌خواهد عکسی از او بگیرد...
بیدار نمان (مجموعه زمان وحشت)
بیدار نمان (مجموعه زمان وحشت) وحشت که نکرده‌اید، مگر نه؟ مردم در اینجا ناله هیولاها را در نیمه‌های شب شنیده‌اند. جایی که اشباح تاریک در جنگلش پرسه می‌زنند و حتی پرنده‌ها هم جرئت نمی‌کنند بر زمینش بنشینند. شاید حتی شنیده باشید که این خیابان نفرین شده است و هر کسی مقیم آنجا شود، نفرین پاگیرش می‌شود. هرچند... یک خیابان که نمی‌تواند شیطانی باشد، می‌تواند؟ یعنی می‌تواند؟ ناله‌ای بلند ...
بازگشت مومیایی
بازگشت مومیایی
جادوی جزیره بالادورا
جادوی جزیره بالادورا وقتی خاله مارک او را دعوت کرد که به خانه‌اش در جزیره بالدورا برود. مارک خیلی خوشحال شد. اما وقتی به آن‌جا رسید در کمال حیرت دید خاله‌اش ناپدید شده است. شایعه بود که اهالی این جزیره بیگانه‌ها را به قتل می‌رسانند و سرشان را با مواد جادویی کوچک می‌کنند! آیا بین ناپدید شدن خاله مارک و قدرت جادویی اهالی جزیره ...
مشاهده تمام رمان های استاین
مجموعه‌ها