رمان خارجی

به خاطر 1 وجب خاک

(How much land does a man need)

مریم صبوری
9786005337112
۱۳۸۸
۶۴ صفحه
۱۴۳۶ مشاهده
۰ نقل قول
لئو تولستوی
صفحه نویسنده لئو تولستوی
۵۵ رمان لئو نیکلایویچ تولستوی (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й)، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس. زادروز وی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸ میلادی) در یاسنایا پالیانا[۳] از توابع تولا است . تولستوی در روز (۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ میلادی) درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین ردهٔ ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. لئو نیکلایوویچ تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور ...
دیگر رمان‌های لئو تولستوی
آناکارنینا
آناکارنینا داستان از جایی شروع می‌شود که زن و شوهری به نام‌های استپان و داریا با هم اختلاف دارند. آناکارنینا خواهر استپان است و از سن‌پترزبورگ به مسکو، خانه برادرش، می‌آید و اختلاف زن و شوهر را حل می‌کند. اما حضور او در مسکو باعث به وجود آمدن ماجراهای اصلی رمان می‌شود و آناکارنینا را به مسیری دیگر می‌کشاند...
رستاخیز
رستاخیز آخرین رمان رآلیستی له‌ف تالستوی که شاهکار دیگری از هنر ادبی او محسوب می‌شود و تالیف آن در سال 9881 آغاز و در 71 دسامبر 9981 به پایان رسیده است، رستاخیز نام دارد. کار تالیف این رمان ده سال طول کشیده است. تالستوی در این رمان نقایص و پلیدی‌های اجتماعی آن روز را که زندگیش بر پایه ظلم و بی‌عدالتی و ...
رستاخیز
رستاخیز تولستوی در هفتاد سالگی رستاخیز را می‌نویسد. عصاره و عقاید و افکارش را در رمان رستاخیز می‌ریزد. روی سخن او تنها با مردم روسیه نیست، با انسان حرف می‌زند، به بشریت پیام می‌دهد. تولستوی در اینجا پیامبری است که مرز نمی‌شناسد. تولستوی پیامبر، تولستوی عصیانگر، تولستوی وسوسه‌گر دست به یکدیگر می‌دهند و رستاخیز را می‌آفرینند. رستاخیز در دوره‌ای متولد می‌شود که ...
پالیکوشکا
پالیکوشکا افراد حاضر در محل تعریف می‌کردند: ایلیت با همان طنابی که از گهواره باز شده بود، حال با پیراهنی و شلواری به تن و با کلاهی از سر افتاده، از تیر آویزان بود. پاهایش نزدیک به زمین، اما آثار و نشانه‌ای از حیات در او دیده نمی‌شد. آپولینا که در بهت و حیرت غرق بود برای چندمین بار به طرف پله‌ها ...
عشق چنین زایل می‌شود و چند داستان دیگر
عشق چنین زایل می‌شود و چند داستان دیگر روز 28 اکتبر 1910 تولستوی تا پاسی از شب در اتاق خود تنها نشسته و چیزی نوشته بود. چندی پس از نیمه شب، که تازه به خواب رفته بود، صدایی در اتاق خویش شنید و چون چشم گشود، زنش را دید که آمده و در آنچه نوشته است، وارسی می‌کند که مبادا از او بد گفته باشد در آنجا میان ...
مشاهده تمام رمان های لئو تولستوی
مجموعه‌ها