مجموعه داستان خارجی

سیب سرخ

شب است عیسابکف نشسته است و فکر می‌کند نامه‌اش را چه طور شروع کند؟ در این نامه چه باید بنویسد؟ این کار بسیار مشکل، و تقریبا غیر ممکن است چه چیزها که برای گفتن وجود دارد، خیلی حرف‌ها جمع شده‌اند! آیا زن اعتراف‌های او را که خیلی دیر صورت می‌گیرد درک خواهد کرد؟

بوتیمار
9789649963570
۱۳۹۱
۸۰ صفحه
۱۰۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
باغ سیب باران و چند داستان دیگر (20 قصه از 15 نویسنده ارمنی) مجموعه داستان
باغ سیب باران و چند داستان دیگر (20 قصه از 15 نویسنده ارمنی) مجموعه داستان بابا مارتین با چنان چهره گرفته و غیظ‌آلودی حرف می‌زد که نونوفر هراسان دور شد و ناراحت از این که باعث عصبانیت او شده است، به درون اتاق رفت. پیرمرد همچنان بگومگویش با دخترها را به یاد می‌آورد و از جسارت آن‌ها متعجب می‌شد. چنین به نظرش می‌آمد که دخترانش او را دوست ندارند و دل‌شان می‌خواهد که او همیشه ...
رویای ارواح
رویای ارواح روزگاری دو نفر کارمند دولت بودند، هر دو کله‌پوک. یک روز ناگهان خود را در جزیره‌ای متروک دیدند گویی با قالیچه پرنده به آن جزیره فرستاده شده بودند. تمام سال‌های عمرشان را در یک اداره دولتی و در بایگانی گذرانده بودند؛ آنجا به دنیا آمدند، بزرگ شده و پیر شدند و در نتیجه کوچک‌ترین تصوری از فضای خارج از اداره ...
قصه‌هایی برای 7 ساله‌ها
قصه‌هایی برای 7 ساله‌ها قصه‌هایی برای هفت ساله‌ها، مجموعه 10 قصه است. قصه‌هایی مثل: شلوار جادویی، گاوها دراز نمی‌کشند و کفش‌های فوتبال پرنده را بخوان! همان‌طور که از اسم قصه‌ها پیداست، هر قصه حال و هوای خاصی دارد و این تنوع باعث می‌شود که این مجموعه بسیار جذاب و سرگرم‌کننده باشد. بهتر است قصه‌ها را بخوانید، تا هم لذت ببرید و هم به درستی ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
پشت دیوارهای دیر (مجموعه داستان‌های فرانسوی)
پشت دیوارهای دیر (مجموعه داستان‌های فرانسوی) رودریک همه چیز را به کلارا می‌گفت و او را از ندامت‌های خود آگاه می‌کرد. نخستین بار بود که با او از عشق سخن می‌گفت. کلارا از این حرف استقبال بسیار بدی کرد. این بیان شگرف سودای رودریک را در نظر دختر جوان جالب‌تر کرد! عشق در جان‌های سودایی چنین است. بزرگ‌ترین عیب‌ها، زیان‌بخشی‌های بی حد و مرز به ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها