رمان ایرانی

افسانه بی خدا و با خدا

ـ تو به خاطر اعمال نادرست خود به این جاده تبعید شدی، اما هنگامی که سیب را خوردی اثری از درد و رنج در وجودت ندیدم. بی‌شک آن شخص ناشناس خود تو هستی که باید راه من را ادامه دهی، چرا که از کرده‌های خود نیز پشیمانی و می‌خواهی فرصتی دوباره یابی تا کارهای خود را جبران کنی و از این جاده خلاصی یابی. این برای تو بهترین فرصت است. از آن به درستی استفاده کن. تو برای نجات مردم شهر من انتخاب شده‌ای.

شانی
9786005815153
۱۳۹۰
۹۶ صفحه
۲۷۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های سمانه میرزایی
افسانه بی‌خدا و باخدا (مجموعه شعر)
افسانه بی‌خدا و باخدا (مجموعه شعر) ـ تو به خاطر اعمال نادرست خود به این جاده تبعید شدی، اما هنگامی که سیب را خوردی اثری از درد و رنج در وجودت ندیدم. بی‌شک آن شخص ناشناس خود تو هستی که باید راه من را ادامه دهی، چرا که از کرده‌های خود نیز پشیمانی و می‌خواهی فرصتی دوباره یابی تا کارهای خود را جبران کنی و از ...
مشاهده تمام رمان های سمانه میرزایی
مجموعه‌ها