رمان نوجوان

برگ‌ها و کرم‌ها و پرنده‌ها

یک روز کرم‌هایی به طرف درخت آمدند تا کمی از برگ‌ها را بخورند. برگ‌های پایینی به کرم‌ها گفتند: برگ های بالایی را بخورید. و برگ‌های بالایی گفتند: برگ‌های پایینی خوشمزه‌ترند. کرم‌ها هم برگ‌های بالایی و هم برگ‌های پایینی را جویدند. و هیچ برگی بر روی درخت باقی نماند. سال بعد وقتی بهار رسید و پرنده‌ها به طرف درخت پرواز کردند...

مهدی شجاعی
9789643372026
۱۳۸۱
۲۴ صفحه
۳۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های یان گوبانگ
زمستان زمستان
زمستان زمستان به زودی همه حیوانات جمع می‌شوند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که دست به دست هم بدهند خانه‌ای بزرگ بسازند و همه در آن زندگی کنند. موش کور شروع به کندن زمین می‌کند. و خرس، هن و هن کنان سنگ‌های بزرگ را می‌آورد. ...
مشاهده تمام رمان های یان گوبانگ
مجموعه‌ها