مجموعه داستان خارجی

شاهدی برای مرگ (مجموعه داستان‌های پلیسی)

داستان‌های این مجموعه که توسط هیچکاک و نویسندگان مورد حمایت او نوشته شده‌اند خواننده را با دنیایی سیاه و دلهره‌آور که گاه با طنزی سیاه و مهلک عجین می‌باشند، آشنا می‌کند و در بیشتر کشورهای جهان بارها منتشر شده‌اند.

حسن خزائل
دبیر
9789645967206
۱۳۹۱
۲۵۶ صفحه
۸۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
قصه‌ها افسانه‌ها و سروده‌های مردم و سرزمین کانادا
قصه‌ها افسانه‌ها و سروده‌های مردم و سرزمین کانادا انسان‌ها روی کره زمین در هر جایی که باشند قصه‌ها و افسانه‌های خاص خود را دارند. این کتاب قصه‌ها و افسانه‌هایی است از انسان‌های مهاجر به سرزمین کانادا. شرح رنج‌ها - گرفتاری‌ها - خوبی‌ها - بدی‌ها - مبارزه‌ها - موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها در این سرزمین. خواندن این داستان‌ها ما را به عالم دیگر و به درون خود می‌برد و ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
بید مجنون( داستان‌های کوتاه از نویسندگان زن استرالیا) مجموعه داستان
بید مجنون( داستان‌های کوتاه از نویسندگان زن استرالیا) مجموعه داستان برای خوشبخت بودن نیازی نداشت که حتما کسی کنارش باشد، نقصانی در زندگی‌اش نبود تا با وجود همسر پر شود. دلی فکر می‌کرد وجود همسر در کنار زن، تنها به منزله‌ی تکامل روح و تقسیم نیازهای عاطفی است، نه روزمرگی و تحمل دائم، او نمی‌خواست مانند اکثر زنانی که می‌شناخت، از مردان پلی بسازد برای رسیدن به آرزوهایش. در جستجوی ...
دوستم دارد دوستم ندارد (مجموعه داستان کوتاه)
دوستم دارد دوستم ندارد (مجموعه داستان کوتاه) در این مجموعه 12 داستان کوتاه از نویسندگان مختلف از جمله اینگه‌بورگ باخمن، هاینریش بل، ارنست همینگوی، جیمز جویس و زیگفرید لنتس و همچنین مقالاتی از آلفرد آدلر، تئودور آدورنو، ماکس فریش، اریش فروم و برتراند راسل آمده است. مقالات و قطعات پایانی کتاب، درباره عشق و دوست داشتن است که موضوع اصلی داستان‌های کوتاه این مجموعه را تشکیل می‌دهد. ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها