رمان نوجوان

کله‌پوک‌ها

(The twits a set of plays)

رولد دال در داستان‌هایی که برای کودکان نوشته استنوعی شوخ‌طبعی پنهان و واقع‌بینانه به کار برده و امید به زندگی و تلاش و نشاط در آثار او موج می‌زند او دوست خوب و مهربان بچه‌هاست و کودکان بسیاری با داستان‌های او زندگی می‌کنند و به دنیا لبخند می‌زنند.

علی هداوند
سپاس
9786006767253
۱۳۹۳
۱۰۰ صفحه
۴۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
رولد دال ۳۰ رمان رولد دال، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود. مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده‌است.
دیگر رمان‌های رولد دال
زن صاحب‌خانه و داستان‌های دیگر
زن صاحب‌خانه و داستان‌های دیگر رولد دال، نویسنده نروژی‌تبار متولد انگلستان، در داستان‌های کوتاهی که برای خوانندگان بزرگسال می‌نوشت همان اندازه موفق بود که در آثاری که برای کودکان و نوجوانان نوشت. داستان‌های او، که اغلب پایان‌هایی باورنکردنی و نامنتظر و لحنی تهاجمی و گاه تلخ و گزنده، اما جذاب و پرکشش دارند، در عین این که بیرحمانه و حتی شاید بدبینانه خباثت‌ها و رذالت‌های ...
انگشت جادویی و داستان آسانسور بزرگ شیشه‌ای
انگشت جادویی و داستان آسانسور بزرگ شیشه‌ای رولد دال در داستان‌هایی که برای کودکان نوشته است نوعی شوخ‌طبعی پنهان و واقع بینانه به کار برده و امید به زندگی و تلاش و نشاط در آثار او موج می‌زند. او دست خوب و مهربان بچه‌هاست و کودکان بسیاری با داستان‌های او زندگی می‌کنند و به دنیا لبخند می‌زنند.
هلوی غول‌پیکر
هلوی غول‌پیکر جیمز از زمانی که پدر و مادرش را یک کرگدن فراری خشمگین در بیرون باغ‌وحش لندن خورد مجبور شد با دو عمه‌ی سنگدلش زندگی کند. روزگار سختی داشت تا آن‌که یک روز اتفاق خیلی عجیبی افتاد که جیمز را از آن زندگی فلاکت‌بار نجات داد و به سفری باور نکردنی فرستاد!
قهرمان دنیا
قهرمان دنیا وقتی که من 4 ماه ببیشتر نداشتم مادر مرد و پدرم مراقبت و نگهداری از مرا به عهده گرفت.من خواهر و برادر نداشتم برای همین سراسر دوران کودکی‌ من از 4 سالگی به بعد همراه با پدرم گذشت. ما در کاروان بزرگی زندگی می‌کردیم که از کولیها باقی مانده بود و در پشت پمپ بنزین قرار داشت.کاروان پمپ بنزین و یک ...
غول بزرگ مهربان
غول بزرگ مهربان فقط فکرش را بکنید که ناگهان متوجه شوید ممکن است به زودی شما را به عنوان صبحانه بخورند. مثل یک برش بیکن توی ماهی‌تابه‌ای بیندازند که توی آن روغن جلزولز می‌کند. وقتی نیمه‌های شب غولی که قدم‌هایش به بلندی زمین تنیس بودند، سوفی را از رختخواب ربود او درست داشت به همین چیزها فکر می‌کرد. از بخت خوش سوفی، غول ...
مشاهده تمام رمان های رولد دال
مجموعه‌ها