در نمایشنامه حاضر محاکمهای اتفاق نمیافتد تا دفاعیهای صورت بگیرد، در عین حال سرنوشت راوی و سقراط، هر دو نوشیدن جام شوکران است، بنابراین «مترجم شوکراننوشی من» را به گزینههای دیگر ترجیح داد.
۲۲ رمان
Woody Allen (born Allen Stewart Königsberg) is a three-time Academy Award-winning American film director, writer, actor, jazz musician, comedian and playwright. His large body of work and cerebral film style, mixing satire, wit and humor, have made him one of the most respected and prolific filmmakers in the modern era. Allen writes and directs his movies and has also acted in the majority of them. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema and New York ...
دفاع از دیوانگی
این کتاب شامل سرفصلهای: فهرستهای مترلینگ، نگاهی به جرایم سازمانیافته، خاطرات اشمید، فلسفه من، بله اما اینکار از عهده ماشین بخار برمیآید؟، بولتن بهاره، مکاتبات گوساژ ـ واردبدیان، خاطرات دهه بیست، کنت دراکولا، گفتگو با هلموتز، زندهباد بارگاس، گزیدههایی از یادداشتهای آلن، بررسی پدیدههای فراطبیعی، مسابقه هوش با کارآگاه فورد، نابغه ایرلندی، داستانهای حیرتآور و موجودات افسانهای، اما آرام... خیلی ...
مرگ در میزند (مجموعههای طنز وودی آلن) نمایشنامه
مرگ: (زیرا او چیزی نیست جز مرگ) یا عیسی مسیح. نزدیک بود گردنم بشکنه.
نات: (با حیرت به او نگاه میکند) تو کی هستی؟
مرگ: مرگ.
نات: مرگ. گوش کن. میتونم بشینم؟
نزدیک بود گردنم بشکنه. دارم مثل بید میلرزم.
نات: گفتم تو کی هستی؟
مرگ: مرگ. یه لیوان آب میآری؟
نات: مرگ؟ یعنی چی؟
مرگ: چت شده؟ این لباس ...
عوارض جانبی (مجموعه طنزهای وودی آلن)
خندیدن ـ به...
خندیدن از یک بازی شروع میشود.
اختلالی کوتاه در نظم نمادین یا یک جابهجایی بازیگوشانه در نظم جدی، خشک و مکرر زندگی.
به این معنا، اگر خندیدن ـ به... را از معنای غیر اخلاقی آن تهی کنیم، باید بگوئیم که خندیدن همیشه به دستمایههایی، هرچند ناچیز، نیاز دارد.
به هرحال باید به چیزی خندید و بهترین دستمایهها برای خندیدن، همیشه ...
هرج و مرج محض
سیمینوف گفت: «نمیخوام اسم ببرم، اما سالها قبل یه سرمایهگذار بانکی بود که نتونست بچهاش را بفرسته یه مهدکودک درست و حسابی. میگن بچهاش رسوایی به بار آورده و نتونسته نقاشی انگشتی بکشه.
بگذریم، پسره که مدرسه مورد نظر پدر و مادرش راهش ندادن، مجبور میشه... نمیدونم چه جوری بگم...»
«مجبور میشه که چی؟ بگو! من طاقتش رو دارم!»
«بزار این جوری برات ...
مرگ در میزند
مرگ یه تصویر نمادین از نبودنه و همونطور که خودتون میدونین چیزی که نباشه نمیتونه وجود داشته باشه...بنابراین این مرگ وجود نداره و فقط یه توهمه”