درون پیرهن یحیا، نمایشنامهای است در فضای جنوب کشور که در دل یک آیین محلی روایت میشود. یحیا، جوانی است که از جنگ برگشته است. همه میپندارند که او بیمار است، دوا و دارو دیگر افاقه نمیکند. پس برای درمان تنها یک راه میماند و آن راه...
طبقهی هفتم غربی
کسی در طبقهی هفتم غربی منتظر اوست
اما برجی که پیر مرد در آن زندگی میکند و ماجراهایی که در آن اتفاق میافتد چندان عادی و طبیعی نیست، برای رفتن به طبقهی هفتم غربی باید از مرغ ماهیخوار، توله سگ پشمالوی تر و تمیز، دیو بیشاخ و دم، مرد کراواتی و پسرک چاق گذشت تا رسید به درخت بلوط....
دهانی پر از کلاغ
دهانی پر از کلاغ، نمایشنامهای است که رویارویی دو برادر را بعد از سالها که از جنگ میگذرد، روایت میکند. آن دو در مکانی که بیشتر از آنکه واقعی باشد، ساخته ذهن آنهاست، روی در روی هم قرار میگیرند و از نفرات و خاطرات آن میگویند، اما بستر اصلی آن عشق است، عشقورزی یکی از آن دو به دیگری...
اسماعیل اسماعیل
اسماعیل اسماعیل، نمایشنامهای است که به درون کاوی شخصیتی میپردازد که بعد از جدا شدن از موقعیت جنگ، خود را در مکانی امن، که یک آسایشگاه خصوصی است، محبوس میکند تا خود را و آنچه بر او گذشته به چالش بکشد، او به این تنهایی و خود کاوی نیازمند است، اما همسر جوانش...
قتل آقای کاف و تردید
همهی بازیگرا روی سن! همهی بازیگرا! لطفا سریعتر! سریعتر! بسیار خوب.
لطفا نور صحنه رو بگیرید. برای سالن هم یه نور ضعیف کافیه... ضعیفتر!...
خوبه!... ممنون! حالا از همهی شما که روی سن هستین تقاضا میکنم چشماتونو ببندین. کاملا ببندین. سعی کنین به چیزی فکر نکنین. هیچ چیز. سکوت. تاریکی. سیاهی مطلق. حالا از زمین کنده میشین. بی این که تلاش کنین، ...