نمایش‌نامه

ترانه‌های قدیمی

نمایی از برج میلاد. 2 مرد وارد می‌شوند. علی آقا روی ویلچر نشسته، پتوی سربازی روی پاهایش انداخته و کلاه بر سر دارد. کمانچه مرد دوم، مسیب، را در آغوش گرفته و با گردنی افراشته به روبرو می‌نگرد. مرد دوم، مسیب، نابیناست و راه را از طریق راهنمایی‌های علی آقا پیدا می‌کند... پشت سرشان، نمایی از برج میلاد.

نیلا
9786005140729
۱۳۹۳
۹۶ صفحه
۳۵۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد رحمانیان
نمایشی برای تو ساعت بمباران
نمایشی برای تو ساعت بمباران کارگردان: مگه نشنیدین؟ زیر اون نامه یه تهدید ظریفم بود ـ قطع برق، برای انجام پاره‌ای اصلاحات اساسی! اونا فکر همین یه خرده مقاومتم کرده‌ان ـ و الا کیه که ندونه قطع برق یه مانور کوچیکه برای آدمایی که فکر می‌کنن می‌تونن جلوی ابلاغ رسمی در بیان؟ بازیگر 8: اما یه نفر باید به این کار اعتراض کنه! نامه‌رسان: ما یه فیلم ...
مصاحبه
مصاحبه صدا: چی گفتی؟ نعیم: گفتم... صدا: چی؟ چی گفتی؟ بگو نعیم... چی گفتی؟ چی؟ نعیم: دوستت دارم! [می‌گرید.] صدا: بعدش چی شد؟ نعیم: بعدش آسمون چرخ زد و آبیش تموم شد... نیگا کردم، دیدم مونیک، فقط دامنش نیست که قرمزه... همه تنش قرمزه، همه لباساش... صدا: چرا اونو کشتی؟ نعیم: واسه این‌که نمی‌تونست بپره... بالشم بستم، ولی دیگه خوب نشد. ...
مسافران (2+5 تکه‌گویی) نمایش‌نامه
مسافران (2+5 تکه‌گویی) نمایش‌نامه راننده از سواری پیاده می‌شود. پنجاه ساله مردی‌است با کلاه پشمی گوش پوش بر سر و لنگی به دور گردن. در کاپوت را بالا می‌زند و آب و روغن سواری را اندازه می‌کند. سپس به سمت ما می‌آید. راننده: قراره من به شما بخندم، یا شما به من؟... به من تریپی هشتاد تومن می‌دن که جاش یابوی بارکش این ابوطیاره باشم، ...
فنز (هواداران) نمایش‌نامه
فنز (هواداران) نمایش‌نامه
مشاهده تمام رمان های محمد رحمانیان
مجموعه‌ها