نمایش‌نامه

کوریولانوس

نمایش‌نامه کوریولانوس مربوط به دوره قدیم روم، یعنی هنگامی است که آن کشور هنوز به صورت امپراتوری در نیامده و همسایگانش دایما با آن در نبرد هستند. در این داستان شخصیت مارتیوس،‌ سردار رومی، که بعدا به مناسبت فتح شهر کوریولی متعلق به طوایف ولس لقب کوریولانوس را می‌گیرد، شالوده اصلی نمایش‌نامه را تشکیل می‌دهد.

9789644454967
۱۳۹۰
۱۷۰ صفحه
۱۱۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۴ رمان William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
2 نجیب‌زاده ورونا
2 نجیب‌زاده ورونا
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت دو خاندان، به شان و جاه یک‌سان، در ورونای دلکش و صحنه این داستان، از کینه‌های دیرین تا تمردی نوین ره می‌پیمایند. و شهر گانان، دست‌ها به خون یک‌دگر می‌آلایند. میوه جان نابختیار این دشمنان دو عاشق ستاره سوخته‌اند که جان خویش می‌ستانند، و با نگون‌بختی غمبار و دریغ‌انگیز، و با مرگشان، خصومت والدان خود را به خاک می‌سپارند.
ریچارد سوم
ریچارد سوم نمایشنامه‌ ریچارد سوم که در سال 3 - 1592 نوشته شده، از همان آغاز با استقبال فراوان خوانندگان و تماشاگران رو به رو شد، چندان که آن را در کنار هملت و رومئو و ژولیت در شمار محبوب‌ترین آثار شکسپیر جای داده‌اند. این نمایش‌نامه داستان برآمدن و فرو افتادن شاهی منفور را باز می‌گوید. اما شکسپیر سیمای این مرد زشت ‌صورت ...
آنتونی و کلئوپاترا
آنتونی و کلئوپاترا نمایشنامه آنتونی و کلئوپاترا یکی دیگر از سه نمایشنامه عشاق اثر شکسپیر است که اولی تحت عنوان (رومئو و ژولیت) به فارسی ترجمه و قبلا انتشار یافت و سومی هم موسوم به (ترایلس و کرسیدا) می‌باشد. این داستان آنتونی، سردار بزرگ رومی، را چون عاشق دلباخته‌ای مجسم می‌کند که به قدری در دام عشق کلئوپاترا، ملکه مصر، اسیر گشته که ...
طوفان
طوفان لیکن مرا رها کنید از بند، به هلهله دست‌هایتان. دم جلیل شما می‌بایست تا بیاکند شراع‌هایم را. پس چونان که قلم عفو کشیدند بر گناهان شما، بگذارید تا د یده خطاپوش شما به آزادی‌ام بیانجامد.
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها