۳۰ رمان
اکبر رادی (۱۰ مهر ۱۳۱۸ - ۵ دی ۱۳۸۶) نمایشنامهنویس معاصر ایرانی بود.
اکبر رادی در شهر رشت زاده شد. او در ده سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. رادی که دانش آموخته رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود، تحصیل در دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت معلم، به شغل معلمی روی آورد.
روی صحنه آبی 1 نمایشنامه (دوره آثار)
اگر شما بتوانید در یک ساختار اعلای فوق مد ناگهان کشیدهای به احساس مرده من بزنید، یا تلنگری حتی به زخمهای کهنه و عقدههای دردناک ما بنوازید، یا جلایی به روح چرکین آدمی که سوت زنان از زیر این پنجره عبور میکند بدهید، آری، در این حال به حکمت بنیادی صحنه بازگشته، از سطح تاریک اشکال به کشف و خلق ...
جاده
روی صحنه آبی 4 نمایشنامه (دوره آثار)
آنچه روح درام را با ضربانهای دراماتیک زمین جفت و هماهنگ میکند، طرح انسان مشوشی است که از جغرافیای بسته وارد اقلیم دیگری شده است. مدرنیسم با تمام انگهای روز، که پرده از خفیات عالم برداشته، انسان ما را بیحجاب و برهنه به صحنه افکنده است. این صحنهای مضطرب، مایل، دریده، که علم و الهام و لرزههای وحی زمان را ...
مسخره
«قاسم، خوب نیس آدم خودشو داخل همهچی بکنه. خوب حالاتو علم غیب داشتی، یا این که پا در هوا پروندی؟ میدونی، خیلی بده آدم دهنش چاک و بس نداشته باشه.»
کینه دردناکی در درون آقابالا عود کرده بود. هوای آبدارخانه برایش قابل استنشاق نبود. مثل این که گلههای آتش را فرو میداد. همانطور که سرش را پائین انداخته بود، گفت: ...
ارثیه ایرانی
انسان نشانم بده، انسانی گرم، زنده، معاصر، که من صدای جرجر استخوانم را در او بشنوم، انسانی سرشته به ایمان و رنج منتشر، که تمام اعتبار و درخشش پلاتوی تو بسته به جمال اوست. و بی او بدان که صحنه سیاه است، یک غار مدرن، بینور، سرد، که اشباح سرگردانی در سجاف آن بیهوده راه میروند. و آیا نوبت به ...