مجموعه داستان خارجی

قصه‌ها افسانه‌ها و سروده‌های مردم و سرزمین کانادا

(The canadian children treasury)

انسان‌ها روی کره زمین در هر جایی که باشند قصه‌ها و افسانه‌های خاص خود را دارند. این کتاب قصه‌ها و افسانه‌هایی است از انسان‌های مهاجر به سرزمین کانادا. شرح رنج‌ها - گرفتاری‌ها - خوبی‌ها - بدی‌ها - مبارزه‌ها - موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها در این سرزمین. خواندن این داستان‌ها ما را به عالم دیگر و به درون خود می‌برد و امید و پایداری را در ذهن و فکرمان بیدار می‌کند. این قصه‌ها گنجینه ارزشمندی از یادگارهای مهاجران در سرزمین کانادا است. از روی آن‌ها می‌توان فهمید که چقدر دنیای این مهاجران و احساسات آن‌ها با یکدیگر تفاوت دارند و در عین حال چقدر دل‌هایشان به هم نزدیک‌اند...

آواز
9786009335695
۱۳۹۳
۲۲۴ صفحه
۳۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
باغ سیب باران و چند داستان دیگر (20 قصه از 15 نویسنده ارمنی) مجموعه داستان
باغ سیب باران و چند داستان دیگر (20 قصه از 15 نویسنده ارمنی) مجموعه داستان بابا مارتین با چنان چهره گرفته و غیظ‌آلودی حرف می‌زد که نونوفر هراسان دور شد و ناراحت از این که باعث عصبانیت او شده است، به درون اتاق رفت. پیرمرد همچنان بگومگویش با دخترها را به یاد می‌آورد و از جسارت آن‌ها متعجب می‌شد. چنین به نظرش می‌آمد که دخترانش او را دوست ندارند و دل‌شان می‌خواهد که او همیشه ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
1 منهای 1
1 منهای 1 اگر براق‌کننده جوان‌ترم می‌کرد، خوش‌تیپ نشانم می‌داد، پوستم را صاف می‌کرد، دندان‌هایم را ردیف می‌کرد و شکل دماغم را تغییر می‌داد؛ می‌دانستم حقه‌ی فنی ترسناکی در کار است و به‌جای آن که مثل یک ابله فریب بخورم، با مشت آینه اما بدون تردید خودم بود؛ نه جوان، نه خوش‌تیپ، نه هیچ‌چیز ویژه‌ای، کمی قوز کرده، شکمی نسبتا بزرگ، کیسه‌ای زیر ...
عابر پیاده
عابر پیاده کتاب حاضر مجموعه‌ای از بهترین و خواندنی‌ترین داستان‌های کوتاه از نویسندگان جهانی است. نویسندگانی که همه خوانندگان داستان‌های کوتاه آن‌ها را به عنوان آثاری ماندگار ستوده‌اند.
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها