مجموعه داستان خارجی

طرف تاریکی

ترس همواره به فاصله یک گام جلوتر راه می‌رود، حضور سایهوار مرگ است پشت سر آدمی. با این داستان‌ها، به قلمرویی ناشناخته و تاریک گام می‌گذاریم که در آن، مرزهای مرگ و زندگی درهم تنیده است. ضرب‌المثلی انگلیسی می‌گوید: هیچ فرد مرده‌ای نمی‌تواند داستان تعریف کند. پس راوی، همان کسی است که زنده از دل ترس بیرون آمده است. من حالا بخشی از اونم، اون به خودش تلقین می‌کنه که من اون‌جا، گوشه سرش نیستم. اما من صدای تمام افکارشو می‌شنوم و از رازهایش باخبرم. در رویاهاش، حضوری سنگ گونه دارم و توی مناظری انباشته از جهنم و خیال، تو کوچه‌های خلوت تاریک و جنگل‌های مرطوبی که وزغ‌ها مثل گناه، درش جست‌وخیز می‌کنند، دنبالش می‌کنم. جایی نیست که بتونه تنها باشه، من همیشه با فاصله یه گام پشت سرشم، چون اون‌جا هیولایی هست که شکارش به اون زنجیر شده. زنجیری خیلی خیلی خاص.

9786009203185
۱۳۹۴
۱۵۲ صفحه
۴۰۷ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
پسری در سطل آشغال مک دونالد (10 داستان از 9 نویسنده خارجی)
پسری در سطل آشغال مک دونالد (10 داستان از 9 نویسنده خارجی) این کتاب شامل 10 داستان از 9 نویسنده خارجی شامل، آناماریا ماتوته جی پی دانلیوی، الکسی هیلی، آنتوان چخوف، دی لارنس، گونتر وایزن بودن، ویل جنکینز، ریچارد رایت، رابرت کارتر می‌باشد.
داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان
داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان ناگهان مرد از همان‌جا که نشسته بود گفت: به نظر نمی‌رسد که قصه‌گوی موفقی باشید. عمه بعد از این حمله لفظی غیرمنتظره حالت تدافعی به خود گرفت و با لحنی جدی گفت: خیلی سخت است قصه‌ای به بچه‌ها بگوییم که هم آن را بفهمند و هم دوست داشته باشند. مرد گفت: من با شما موفق نیستم. عمه با حاضر جوابی ...
باغ فتح‌آباد (36 داستان از داستان‌نویسان کرمان)
باغ فتح‌آباد (36 داستان از داستان‌نویسان کرمان) از مجموعه‌های گروهی داستان کرمان به کوشش علی‌اکبر کرمانی‌نژاد...
سگ 1 میلیون شپشی (مجموعه داستان کوتاه)
سگ 1 میلیون شپشی (مجموعه داستان کوتاه) با تعجب می‌پرسد، مگر چند تا درخت سیب دارید ؟ می‌خواهم بگویم هشت‌تا، اما حرفم را می‌خورم. وقتی که او حتی یک پدر ندارد، من چطور می‌توانم بگویم که هشت‌تا درخت سیب داریم! می‌گویم، ما فقط یک درخت سیب داریم،...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها