رمان خارجی

خواننده عزیز، پیش روی تو ماجرای به ظاهر پیش پا افتاده پدیدآمدن شارلاتان‌ها و خودکامگان است، به قلم یکی از کهکشان‌های رمان‌نویسی، بی‌تردید این یکی از بی‌رحمانه‌ترین آثار داستایفسکی است، که خواندنش - در نظر نخست - به هیچ روی آسان و خوشایند نیست، پدیده‌ای که با رئالیسم بی‌امان و تشدید شده‌اش آدم را به شدت عصبی می‌کند. اصالتی غریب در این رمان نهفته است که بی‌تردید از عصر خود دهه‌ها جلوتر بود و تقریبا تمامی منتقدان هم‌عصر داستایفسکی به سادگی از کنار آن گذشتند و در یک کلام نمی‌توانستند آن را درک کنند. از طرفی این آخرین اثر داستایفسکی است که، ضمن پرداختن به آن، باید مرتب از نیکالای گوگول و تاثیرش نام ببریم و به وی ارجاع دهیم.

هرمس
9789643639242
۱۳۹۴
۵۴۴ صفحه
۲۳۷۱ مشاهده
۰ نقل قول
فئودور داستایوفسکی
صفحه نویسنده فئودور داستایوفسکی
۷۰ رمان فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی نویسندهٔ مشهور و تاثیرگذار اهل روسیه بود. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیتهای داستان است. سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های داستایوسکی ارائه کردند. اکثر داستان‌های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان پریش. ابتدا، برای امرار معاش، به کار ترجمه پرداخت، و آثاری چون اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد.
دیگر رمان‌های فئودور داستایوفسکی
قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان)
قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان) داستایفسکی در این داستان تجربه‌ی تلخ خویش را روایت می‌کند؛ آنگاه، که او در یکی از اقامت‌هایش در خارج از کشور، به جانب قمار کشیده می‌شود و میل مفرط به آن دارد. او حتی زندگی و آینده‌ی خود و محبوب خود ـ پولینا ـ را بر سر قمار می‌گذارد؛ اما آنگاه که عنان اختیار از کف نمی‌دهد، و بر خود ...
هم‌زاد
هم‌زاد آثار داستایوسکی، داستان مردمی‌ست روان‌پریش و عصیان‌زده که همچون شخصیت خود نویسنده از تضاد و درگیری با محیط اجتماعی رنج می‌برند و آن را در قالب تزویر، ‌بزهکاری و در نهایت خشونت از خود بروز می‌دهند. «هم‌زاد» به عنوان دومین رمان کوتاه داستایوسکی نیز از این قاعده پیروی می‌کند. گولیاد کین کارمندی‌ست متوسط که تحت تاثیر عوامل محیطی و تعارضات ...
رویای عمو جان
رویای عمو جان زینا، من شب‌های درازی را بی‌خوابی کشیدم، شب‌های وحشتناکی بود و در طول این شب‌ها من روی این تخت افتاده بودم و فکر می‌کردم، وخیلی فکر می‌کردم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که بهتر است بمیرم،‌ به خدا قسم بهتر است!... زینا جان، من به درد زندگی نمی‌خورم! زینا گریه می‌کرد و بدون حرف زدن دست‌های بیمار را می‌فشرد، ...
قمارباز (با 9 تفسیر)
قمارباز (با 9 تفسیر) بالاخره بعد از دو هفته مرخصی برگشتم. خانواده‌ای که برایشان کار می‌کنم، سه روزی می‌شود که به رولتن‌بورگ آمده‌اند. خدا می‌داند که چرا فکر می‌کردم لابد دارند انتظارم را می‌کشند؛ اما در اشتباه بودم. ژنرال، در عین بی‌اعتنایی، نگاهی به سر تا پایم انداخت، چند کلمه‌ای از سر بنده‌نوازی با من حرف زد و بعد حواله‌ام داد به خواهرش. مشخص ...
هم‌زاد
هم‌زاد ـ عجب، عجب، آقای عزیز؛ آن وقت درباره رفتار ناشایسته‌تان که به زیان اعتبار دوشیزه‌ای جوان و محترم از خانواده‌ای پاکدامن تمام شد، چه می‌توان گفت. خانواده مورد توجه و بسیار معروفی که شما را غرق در محبت‌هایشان کرده است؟
مشاهده تمام رمان های فئودور داستایوفسکی
مجموعه‌ها