اولین بار از زبان ویلیام رایان خبرنگار آمریکایی بود که ماجرا را شنیدم قبل از برگشتنش به نیویورک داشتم در لندن شام را با او میخوردم که اتفاقی گفتم فردا صبح میخواهم به فولبریج بروم.
۱۱۳ رمان
بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
مردی با لباس قهوهای
خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازهترین نویسنده داستانهای پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستانهای او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذلهگوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
آخرین جلسه احضار ارواح
برای تصمیمگیری فقط یک ثانیه فرصت داشت... در مقابل دیدگان وحشتزده افرادی که در سمت دیگر سکوی قطار بودند. فاصله زمان زیادی بین افتادن پسرو پریدن مردی بعد از او و بعد هم ظاهر شدن قطاری که با شتاب از پیچ تونل میپیچید و قدرت کافی نداشت به موقع توقف کند. وجود نداشت.
مرگ نقطه پایان
3 موش کور (ماجراهای هرکول پوآرو)
صدای ترسناک سوتی میآمد. کسی آهنگ سه موش کور را با سوت میزد. تروتر از جا پرید و اسلحه در دستش لغزید و صدایی به هوا برخاست. دراز بکشید خانم دیویس
چرا از اوانس نپرسیدند
بالاخره به آن توده سیاهرنگ مشئوم رسیدند. مردی حدودا چهل ساله که هر چند بیهوش به نظر میرسید هنوز نفس میکشید. دکتر قسمتهای مختلف بدن او را معاینه کرد. نبضش را گرفت و پلکش را بالا زد.
بابی سریع از جا بر خاست. مرد شروع به صحبت کرد. صدایش اصلا ضعیف نبود؛ کاملا صاف و زنگدار بود.
مرد گفت:‹‹چرا از اوانس نپرسیدند؟››
بعد ...