رمان خارجی

مزرعه حیوانات

(Animal farm)

همه‌ی حیوانات باهم برابرند ولی بعضی حیوانات از بقیه برابرترند.

ماهی
۹۷۸۹۶۴۲۰۹۱۲۳۲
۱۳۹۳
۱۷۴ صفحه
۲۲۷ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
نسخه‌های دیگر
جورج اورول
صفحه نویسنده جورج اورول
۲۴ رمان اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول داستان نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناش و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار می‌شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشته‌اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها می‌نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می‌شود. اریک بلر در ۱۹۰۳ در شهر ...
دیگر رمان‌های جورج اورول
محرومان پاریس و لندن
محرومان پاریس و لندن این کتاب سرگذشت بسیاری از افراد جامعه را به تصویر می‌کشد که بنا به دلایل مختلف از عرش به فرش می‌رسند و به ناچار در جستجوی سرپناهی از نوانخانه‌ای به نوانخانه دیگری رانده می‌شوند. جورج اورول که خود نیز چنین زندگی‌ای را تجربه کرده است سعی دارد به ما بفهماند که بر خلاف نظر عموم همه بی‌خانمان‌ها افرادی بی‌عار و ...
تنفس در هوای تازه
تنفس در هوای تازه جورج اورول خالق آثاری چون آس و پاس‌ها، روزهای برمه، دختر کشیش، راهی به اعماق، درود بر کاتالونیا، هوای تازه، قلعه حیوانات، و بسیاری آثار دیگر، این کتاب را در سال 1939 همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم نوشت که حال و هوای این دوران را نشان می‌دهد. لحن انتقادی و مایوسانه او در حقیقت نگاهی به اوضاع انگلستان در ...
به یاد کاتالونیا
به یاد کاتالونیا اورول از فاشیسم و انشقاقات درونی آن سخنی نمی‌گوید ولی از پاره پاره شدن و انشعابات در جناح کمونیسم بسیار می‌گوید و این همه شکاف و نقار سرانجام در جنگ داخلی در کاتالونیا نمود می‌یابد که گروه‌های چپ رویاروی یکدیگر قرار می‌گیرند و معلوم نیست چه کسی چه کسی را می‌کشد، فقط می‌کشند، می‌کشند و می‌کشند آن هم بی‌هدف.
قلعه حیوانات (وحشت نوع بشر)
قلعه حیوانات (وحشت نوع بشر) در اواخر پاییز اخبار اتفاقاتی که در مزرعه‌ی حیوانات افتاده بود ، در نیمی از کشور پخش شد . هر روز ناپلئون و گلوله برفی کبوتران را به پرواز در می‌آوردند و دستور این بود که به حیوانات مزارع همسایه نزدیک شوند ، داستان شورش را برای آن‌ها بگویند و آهنگ ((حیوانات انگلیس)) را یادشان بدهند .
دختر کشیش
دختر کشیش وقتی که کشیش مراسم دعا و تقدیس را به اتمام رساند، دوشیزه میفیل با تقلا و زحمت بسیار تلاش کرد تا روی پاهایش بایستد و مثل یک مخلوق چوبی قطعه قطعه، خودش را بخش بخش بالا کشید. صدای غژغژ عجیبی از جایی که نشسته بود به گوش می‌رسید. احتمالا این صدا، صدای ساییده شدن استخوان‌های او روی یکدیگر بود. تصور ...
مشاهده تمام رمان های جورج اورول
مجموعه‌ها