غرور، تعصب و گناه داستانی میسازند که فضای سیاه و سفیدش دربرگیرنده لحظاتی تکاندهنده است که هم تن را به لرزه میاندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود میکشاند.
گناهکار 1 (2 جلدی)
بر بستره غلیظ گناهان خود دست میکشم و بر روی آن چنین مینویسم: گناهکار، گناهکار، گناهکارم من! در این دنیای بزرگ، بین آدمهایی هستم که کم و بیش خود به آغوش گناهان من روی آوردند. من همانم که روزگاری با ریا خوی گرفته بود، با دروغ برادری میکرد، با نیرنگ این و آن را فریب میداد. کسی که معنای اسمش ...
مهجبین
مهجبین سرش را بالا گرفت و از آن فاصله کم به صورت شاهپور نگاه کرد.
از کجا فهمیدی منم مثل تو بهارنارنج دوست دارم؟
شاهپور صورتش را با لبخند پایین آورد. لبهایش را کمی بالاتر از پیشلنی او و روی ریشه موهای مهجبین گذاشت. او پلک زد. و شاهپور با حالتی خوش از یادآوری خاطرات دور، زمزمه کرد: وقتی جلوی ...
ببار بارون
جدالی میان بد و خوب...
نیکی و شر...
و عشقی که این چالش را عمیقتر میکند.
شاید باران ببارد و آرامش ببخشد.
قصهای متفاوت با آنچه تا به حال خواندهاید.
دل تو را حکم میکند
دختری به اسم شهرزاد که از فرانسه به ایران آمده تا با مردی که پدرش انتخاب کرده و از دوستان خانوادگیشان است جهت ازدواج، آشنایی بیشتری پیدا کند. خواستگار شهرزاد به بیماری سادیسم مبتلاست. شهرزاد به دلیل مشکلاتی که به خاطر بیماری خواستگارش برایش پیش آمده، از دست او فرار میکند و در ماجرای فرار شهرازد حادثه تصادف برایش رخ ...