مجموعه داستان خارجی

1 منهای 1 (مجموعه...

اگر براق‌کننده جوان‌ترم می‌کرد، خوش‌تیپ نشانم می‌داد، پوستم را صاف می‌کرد، دندان‌هایم را ردیف می‌کرد و شکل دماغم را تغییر می‌داد؛ می‌دانستم حقه‌ی فنی ترسناکی در کار است و به‌جای آن که مثل یک ابله فریب بخورم، با مشت آینه اما بدون تردید خودم بود؛ نه جوان، نه خوش‌تیپ، نه هیچ‌چیز ویژه‌ای، کمی قوز کرده، شکمی نسبتا بزرگ، کیسه‌ای زیر چشم‌ها، از آن مردهایی که کسی دلش نمی‌خواهد شبیهش باشد.

مروارید
9789641912767
۱۳۹۳
۲۱۶ صفحه
۳۱۶ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
پناه‌گاهی در جنگل
پناه‌گاهی در جنگل قریب به اتفاق داستان‌هاى مجموعه‌ى پناه‌گاهی در جنگل، از طریق مضمون (تم) مشترکى به هم پیوسته‌اند تمى که هشدارى و تلنگرى است به اذهانى که به روزمرّگى عادت کرده‌اند هشدار این‌که زندگى ممکن است در آنى و لحظه‌اى چهره بى‌رحمش را عریان و روزمرّگى به ظاهر یکنواختش را آنچنان زیر و رو کند که در مواقعى حتى فاجعه‌بار و مصیبت‌زا ...
خرمگس و زن ستیز (مجموعه داستان‌های طنز)
خرمگس و زن ستیز (مجموعه داستان‌های طنز) ببینم این جمله سارتر را شنیده‌اید؟ چیزی که می‌خوری تبدیل به نجاست می‌شود اما چیزی که می‌خوانی و درباره‌اش فکر می‌کنی می‌تواند به راحتی تبدیل به یک گل سرخ شود. حتم دارم که منظور سارتر از چیز دومئ مجموعه قصه‌های کوتاه طنز درجه یکی مثل همین کتابی است که در دست دارید.
80 سال داستان کوتاه ایرانی 1 (2 جلدی)
80 سال داستان کوتاه ایرانی 1 (2 جلدی) داستان‌های مجموعه دو جلدی هشتاد سال داستان کوتاه ایرانی، با مضمون‌ها و سبک‌های متنوعشان، نمایانگر گرایش‌های نوشتاری مطرح در تاریخ ادبیات معاصر هستند. داستان‌های انتخاب شده به نحوی در پی هم قرار گرفته‌اند که خواننده به شکلی ملموس در جریان سیر تحول داستان کوتاه ایرانی قرار گیرد. امیدواریم این مجموعه، دریچه‌ای رو به باغ پردرخت داستان‌نویسی ایران بگشاید.
گم شدن تصویر در آینه (10 داستان از نویسندگان آلمانی زبان) مجموعه داستان
گم شدن تصویر در آینه (10 داستان از نویسندگان آلمانی زبان) مجموعه داستان پیش‌تر به مورد معمایی لوسی اشاره کردم: او هم‌چنان کم و بیش توی کافه‌های شبانه پلاس است و مخصوصا در روزهایی که ناگزیر به شرکت در جشن خانگی است، عین دیوانه‌ها می‌شود. شلوار مخمل کبریتی و پلوور رنگارنگ می‌پوشد و با سندل راه می‌رود، موهای باشکوهش را کوتاه کرده تا بی دردسر، به فرم «کلووش» دور سرش آویزان باشد، مدی ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها