مجموعه داستان داخلی

نیشخند ایرانی (گزینه داستان‌ها و یادداشت‌های طنزآمیز و طرح‌های هجایی کاتب) مجموعه داستان

این کتاب شامل گزینه‌ای از چهار کتاب شامل یادداشت‌های آدم پرمدعا، آقای ذوزنقه، یادداشت‌های بدون تاریخ شب نگاره‌ها می‌باشد. این کتاب یادآور روزها و سالهایی است که در آن مردم و وطن را عاشقانه نگریسته و مومنانه تصویر کرده‌ام. به تو تقدیم می‌کنم که آن روزها هنوز یه دنیا نیامده بودی، حالا که مخاطب من شده‌ای حرف‌های دیگری هم با تو دارم که در راه است، چرا که این روزها خیال می‌بندم کارهای تازه‌ام، همزمان با این کتاب به «زیور ذبح» مفتخر خواهد شد.

روزنه
9789643341084
۱۳۹۵
۵۶۰ صفحه
۲۳۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۵ رمان Javad Mojabi
دیگر رمان‌های جواد مجابی
یادداشت‌های آدم پرمدعا
یادداشت‌های آدم پرمدعا خطری که آدم پرمدعا را تهدید می‌کند این است که اگر حجم «ادعا» را از او کم کنیم جز طرحی از پوست چروکیده باقی نخواهد ماند.
بنفشه‌های سراشیب
بنفشه‌های سراشیب سحر شده است، از شبگردی برمی‌گردم. راهم شمالی است، از «ارنبویه» می‌گذرم، باد «آذرین» گزنده و پرسوز می‌وزد، نیم‌رخ یخ‌زده‌ام را برش می‌دهد. به آسمان نگاه می‌کنم باد سقف سیاه و چرب بالای سر را نخ‌نما کرده است. آذرین از شمال‌شرقی می‌وزد، شهر را، درخت‌هایش را، پنجره‌ها، آنتن‌ها، سیم‌ها و بادگیرهایش را کج می‌کند، مردم، گیاه و چارپا را خم ...
بغل کردن دنیا (طنز نگاره)
بغل کردن دنیا (طنز نگاره) فروردین: خوشبختی بزرگی در نزدیکی شماست، آن را به خوبی نمی‌بینید، چون کورید، یا عقل درست و حسابی ندارید، کافی‌ست نگاهی به اطراف خود در بانک بیاندازید، توی این شغل ساده‌ترین کار اختلاس‌ست، کافی‌ست بتوانید حساب‌سازی کنید. اگر تنهایی جرئت ندارید باند تشکیل بدهید، با خودتان روراست باشید، از ته دل پول پرست هستید، خب چه عیبی دارد؟ متولدین این ...
به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی)
به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی) ادبیات مردمی بخش مهمی از فرهنگ شفاهی هر ملتی است که حامل آرزوها، انتقادها و رابطه‌های تلخ و شیرین و شور افراد یک جامعه است. ادبیات شفاهی شامل قصه‌ها، متل‌ها و متلک‌ها، ضرب‌المثل‌ها و تمثیل‌ها، لطیفه‌ها و هجویه‌ها، تکیه‌کلام‌ها، زبان‌های مخفی و اصطلاحات عوامانه هر دوره است. اضافه می‌شود به این بخش: انواع فحش‌ها و نفرین‌ها، دعاها و تعاریف‌ها، سرودها ...
شب‌نگاره‌ها
شب‌نگاره‌ها «ما جنگیدیم سال‌ها، خون دشمن، خون خود را روی خاکی ریختیم که از زیر پایمان در می‌کشیدند. دیگر نه اینجا نه هر جای دیگر، کسی به خون هدر شده ما اهمیت نمی‌دهد، دنیا ما را به صورت «خبر» می‌بیند. روزی خبر اول بودیم و حالا نه. خبرهایی جعلی که ربطی به واقعیت زندگی ما ندارد.»
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها