مجموعه داستان خارجی

بی‌سواد و فرقی نمی‌کند

بی‌سواد نوعی حدیث نفس نویسنده است. آگوتا کریستوف در این داستان، کل زندگی‌اش را با دور تند از نظر می‌گذراند، از کودکی و عشق به خواندن و نوشتن تا دوران جنگ، تبعید و تبدیل شدن به نویسنده‌ای معروف. همه این‌ها، مثل داستانی فشرده و موجز روایت می‌شود، با جمله‌های کوتاه و ساده و مینی‌مالیسم خاصی که کریستوف در آن استاد است. سرچشمه اصلی رمان دفتر بزرگ را می‌شود در این اثر یافت. داستان‌های مجموعه فرقی نمی‌کند، شعرهایی هستند که به نثر نوشته شده‌اند، آمیخته به سوررئالیسم و رنج بودن. این رنج را می‌شود در همه آثار کریستوف دید اما او همیشه دنیای تلخ و سیاه آثارش را با طنزی ظریف ترکیب می‌کند تا پذیرفتنی و حتی بسیار حواندنی است.

اصغر نوری
مروارید
9789641914457
۱۳۹۵
۱۴۴ صفحه
۴۸۷ مشاهده
۰ نقل قول
آگوتا کریستف
صفحه نویسنده آگوتا کریستف
۸ رمان آگوتا کریستف نویسنده‌ی مجاری‌الاصل سوئیسی‌ست که از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر سوئیس به شمار می‌رود و رمان دفتر بزرگ نیز یکی از کارهای مهم او به شمار می‌رود که تاکنون به 40 زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. وی در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۵ به دنیا آمد. این نویسنده مجارستانی در ۱۹۵۶ در پی انقلاب‌های ضدکمونیستی در بیست و یک سالگی با شوهر و فرزند چهارماهه اش از کشورش گریخت و در نوشاتل سوئیس ساکن شد. بعد از پنج سال تنهایی، افسردگی و ...
دیگر رمان‌های آگوتا کریستف
سومین دروغ
سومین دروغ این کتاب سومین جلد از سه گانه داستانی آگوتا کریستف است. این تریلوژی درباره دو برادر دوقلو است که در ۵۰ سالگی یکدیگر را ملاقات می کنند و ماجراهایی بر سر راهشان قرار می گیرد.
دیروز
دیروز آگوتا کریستوف پس از 3 گانه موفق 2 قلوها در این رمان سرگذشت مردی را روایت می‌کند که زندگی‌اش بین کار یکنواخت در کارخانه و رویایی نوشتن خلاصه شده است. او منتظر زنی است که انگار باید از متن یا رویا بیاید.
مدرک
مدرک امروز، یک نامه دریافت کردم، یک نامه رسمی. آنجاست، روی میزم، می‌توانید بخوانیدش. نامه اعاده حیثیت توماس است، نامه بی‌گناهی‌اش. هیچ‌وقت شک نداشتم که او بی‌گناه است. آنها برایم نوشته‌اند: شوهرتان بی‌گناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدم‌های زیادی را اشتباهی کشته‌ایم، اما حالا، همه‌چیز سروسامان گرفته است، ما پوزش می‌خواهیم و قول می‌دهیم که دیگر چنین اشتباه‌هایی تکرار ...
زبان مادری
زبان مادری
دروغ سوم
دروغ سوم در جوابش می‌گویم که من تلاش می‌کنم قصه‌های واقعی بنویسم ولی یک‌دفعه قصه بخاطر همان واقعی بودنش غیرقابل تحمل می‌شود از این‌رو مجبور می‌شوم عوضش کنم. به او می‌گویم که من تلاش می‌کنم قصه زندگی‌ام را تعریف کنم ولی نمی‌توانم جراتش را ندارم خیلی عذابم می‌دهد. آن وقت همه چیز را خوشگل می‌کنم و اتفاق‌ها را نه آن‌طور که افتاده‌اند ...
مشاهده تمام رمان های آگوتا کریستف
مجموعه‌ها