رمان خارجی

بیچارگان

(Poor people)

بیچارگان نخستین رمان فئودور داستایوسکی رمان‌نویس مشهور روس است. رمان به صورت روایت‌نامه‌ای میان دو تن است. که ترجیح می‌دهند به جای دیدار حضوری با هم به جهت شایعات همسایگان از طریق مستخدمه‌ای با هم نامه نگاری کنند.

محمد مجدی
بوتیمار
9786004040624
۱۳۹۵
۲۰۴ صفحه
۴۶۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
فئودور داستایوفسکی
صفحه نویسنده فئودور داستایوفسکی
۷۰ رمان فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی نویسندهٔ مشهور و تاثیرگذار اهل روسیه بود. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیتهای داستان است. سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های داستایوسکی ارائه کردند. اکثر داستان‌های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان پریش. ابتدا، برای امرار معاش، به کار ترجمه پرداخت، و آثاری چون اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد.
دیگر رمان‌های فئودور داستایوفسکی
یادداشت‌های زیرزمین و شب‌های روشن
یادداشت‌های زیرزمین و شب‌های روشن مترجم فرانسوی به ویژه این دو داستان را با هم آورده و آن‌ها را به دو شیار عمیق و ناهموار در جاده زندگی داستایفسکی تشبیه کرده است، دو شیاری که در عین متضاد بودن، نقش‌شان یکی است و هر دو به یک‌جا ختم می‌شوند. نویسنده در «شب‌های روشن» امید را در دل خواننده می‌پروراند، آن‌هم با شخصیتی منزوی و تنها ...
برادران کارامازوف 2 (2 جلدی)
برادران کارامازوف 2 (2 جلدی) اکنون می‌خواهم شرح داستان زندگی قهرمان داستانم، آلکسی فئودوروویچ کارامازوف را آغاز کنم، دو دل هستم، در واقع درست است که آلکسی را قهرمان کتابم می‌نامم، خوب می‌دانم که به هیچ‌وجه مرد بزرگی نیست و این‌طور که پیش‌بینی می‌کنم به طرز اجتناب‌ناپذیری با پرسش‌هایی از این قبیل روبرو خواهم شد: این آلکسی شما چه ویژگی برگزیده‌ای دارد که او را ...
هم‌زاد
هم‌زاد آثار داستایوسکی، داستان مردمی‌ست روان‌پریش و عصیان‌زده که همچون شخصیت خود نویسنده از تضاد و درگیری با محیط اجتماعی رنج می‌برند و آن را در قالب تزویر، ‌بزهکاری و در نهایت خشونت از خود بروز می‌دهند. «هم‌زاد» به عنوان دومین رمان کوتاه داستایوسکی نیز از این قاعده پیروی می‌کند. گولیاد کین کارمندی‌ست متوسط که تحت تاثیر عوامل محیطی و تعارضات ...
قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان)
قمارباز (از یادداشت‌های 1 جوان) بعد از دو هفته غیبت سرانجام به رولتنبورگ برگشتم. گروهمان از سه روز پیش این‌جا جمع بودند. گمان می‌کردم همه بی‌صبرانه انتظار بازگشتم را دارند، اما اشتباه می‌کردم. ژنرال بی‌تفاوت به نظر می‌رسید، با تکبر چند کلمه‌ای با من حرف زد و دست آخر مرا از سرش باز کرد و به خواهرش حواله کرد. مثل روز برایم روشن بود که ...
مشاهده تمام رمان های فئودور داستایوفسکی
مجموعه‌ها