رمان نوجوان

سفر به مرکز زمین

(Voyage au center de la terre)

سفر به مرکز زمین، شاهکار دیگری است از ژول ورن، نویسنده مشهور فرانسوی، که در مجموعه آثار او جایگاه ویژه‌ای دارد و براساس آن آثار سینمایی و تلویزیونی پرشماری ساخته شده. این اثر جذاب نخستین بار در سال 1864 به انتشار رسیده و حالا ترجمه متن خلاصه شده آن، به شکل کمیک استریپ، در مجموعه «شاهکارهای ادبی مصور» نشر آفرینگان پیش روی خوانندگان است.

رضا مرتضوی
آفرینگان
9786006753973
۱۳۹۴
۴۸ صفحه
۱۹۲ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ژول ورن ۴۶ رمان ژول گابریل ورن نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
دیگر رمان‌های ژول ورن
مسافرت به مرکز زمین
مسافرت به مرکز زمین داستان مسافرت به مرکز زمین از آثار شیرین و خواندنی ژول ورن، نویسنده نامدار فرانسوی، است. در این داستان خواننده با دانشمند پژوهنده و سخت‌کوشی به نام «پروفسور لیدنبروک» آشنا می‌شود. لیدنبروک برحسب تصادف، ضمن مطالعه، نامه‌ای می‌یابد که در آن راه دست ‌یافتن به مرکز زمین نموده شده است. او، که حقیقت‌جوی ناشکیبایی است، بی‌درنگ بار سفر می‌بندد و ...
جایزه بزرگ
جایزه بزرگ
زیرزمین اژدها
زیرزمین اژدها به طرف اسطبل رفتند. اسب‌ها در آن‌جا تنها بودند و مثل این بود که نفس‌نفس می‌زدند و شیهه‌های بلند می‌کشیدند. به یکی از میله‌های ساک همیشگی کارل آویخته بود و کتاب حساب او هم در کناری افتاده بود، مارسل متوجه شد که چراغ دستی او هم در سر جایش نیست و این خود دلیل تازه‌ای بود که کارل به درون ...
دور دنیا در 80 روز
دور دنیا در 80 روز ژول ورن، یکی از محبوب‌ترین نویسندگان فرانسوی در جهان است که با رمان‌های علمی - تخیلی‌اش شناخته می‌شود. او در داستان‌هایش مخاطب را به ناشناخته‌ترین مکان‌ها می‌برد و با یافته‌هایی عجیب آشنا می‌کند. شخصیت‌های این رمان با امکانات قرن نوزدهمی، تصمیم می‌گیرند سفر به دور دنیا را از لندن شروع کنند و پس از هشتاد روز به شهر خود بازگردند.
دور ماه
دور ماه میشل آرادان گفت: ((مریزاد ناخدا! چنین فکری شایسته مغز من است نه مغز تو! چنین فرضی جدی نمی‌تواند باشد. مگر ما بر اثر تکان شدید گلوله نیمه جان نیفتاده بودیم؟ مگر تو بیهوش نشده بودی و من تو را به هوش نیاوردم؟‌ آیا شانه رئیس باشگاه توپ هنوز از ضربه کلمبیاد خونین نیست؟))
مشاهده تمام رمان های ژول ورن
مجموعه‌ها