شعر

دوباره قیچی هجران به جان بال و پرم. کجای قصه اسیرم چه آمده به سرم. به شوق باد بهاری مهاجرت کردیم. ولی به دام خزانم کجاست همسفرم؟ تمام صحبتمان پوچ بود وای از من. هنوز خاطره‌اش مانده است در نظرم. چقدر ساده گذشت از تمام بود و نبود. ببین گذشت مرا! من از او نمی‌گذرم. پرنده باشی و پرواز حسرتت باشد! هزار مرتبه تلقین کنی که بی‌هنرم. من آن کبوتر تبعیدی‌ام به دور از دوست. بریده بالم و بی‌ او نمی‌شود بپرم.

شانی
9786003722101
۱۳۹۵
۸۰ صفحه
۱۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
محمد علم ۲ رمان بیژن الهی (زادهٔ تیر ۱۳۲۴ – درگذشتهٔ ۱۰ آذر ۱۳۸۹ در تهران) شاعر، مترجم و نقاش ایرانی بود.
الهی در ابتدای دههٔ ۴۰، با حضور در محافل شعری و چاپ اشعاری در مجلهٔ جزوهٔ شعر، که اسماعیل نوری‌علاء در قطع دفتر مشق مدرسه درمی‌آورد و به قولی پیشتازترین صحنه شعر آن دوره بود، به تبیین فضاهای شعری خود دست یازید. تأثیر شعر الهی بر شاعران این جزوه، را می توان نظیر همان تأثیر غیرمحسوسی دانست که ازرا پاوند بر جُنگ ...
دیگر رمان‌های محمد علم
بهانه‌ها
بهانه‌ها از این به بعد برایم کسی دعا نکند. خدا نکرده دلم را از او جدا نکند. نخواستم! بروید ای جماعت بی‌درد! که عاشقی سخن از عشق با شما نکند! چنان به تیغ کشیدند نارفیقانم. مرا که دشمن من این چنین روا نکند. رفیق قافیه‌ام! ای شریک دزدانم! خدا مرا به کسی چون تو مبتلا نکند. رفیق ناصحی از راه ...
مشاهده تمام رمان های محمد علم
مجموعه‌ها