فیلم‌نامه

قصه‌های میر کفن‌پوش

بهرام بیضایی (زاده 5 دی ماه 1317 در تهران) کارگردان سینما، تئاتر، نمایش‌نامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و پژوهشگر ایرانی است. بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه‌نویسی در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان‌بندی و تهیه‌کنندگی را هم تجربه کرده است. وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است. چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریب کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ‌کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند. بیضایی از لوازم قصه‌ها و شکل‌های کهن، قصه‌ی خود را باز می‌سازد و در این راه آنچنان پیش می‌رود که قابلیت‌های کلاسیک قصه‌ی اولیه به سرعت در بازسازی نمایشی رنگ می‌بازند و یا دلالت‌‌های معنایی دیگری به خود می‌گیرند.

9789641119319
۱۳۹۰
۹۶ صفحه
۲۰۴ مشاهده
۰ نقل قول
بهرام بیضایی
صفحه نویسنده بهرام بیضایی
۳۱ رمان (Bahram Beyzaei)
بهرام بیضایی (زاده ۵ دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی است.‏‏
بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه نویسی، در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرده‌است.‏
وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است.چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند.‏
بهرام بیضایی در سال ...
دیگر رمان‌های بهرام بیضایی
مرگ یزدگرد
مرگ یزدگرد بهرام بیضایی (زاده 5 دی ماه 1317 در تهران) کارگردان سینما، تئاتر، نمایش‌نامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و پژوهشگر ایرانی است. بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه‌نویسی در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان‌بندی و تهیه‌کنندگی را هم تجربه کرده است. وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است. چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریب کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران ...
عیارنامه
عیارنامه بهرام بیضایی (زاده 5 دی ماه 1317 در تهران) کارگردان سینما، تئاتر، نمایش‌نامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و پژوهشگر ایرانی است. بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه‌نویسی در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان‌بندی و تهیه‌کنندگی را هم تجربه کرده است. وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است. چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریب کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران ...
دیوان نمایش 2
دیوان نمایش 2 همه نمایش‌نامه‌های آمده در این دیوان را نویسنده بازنگری کرده است. در این بازنگری، طبعا ساختمان اصلی نوشته‌ها و کلیت آنها دست نخورده است، و شاید برعکس، نویسنده کوشیده است آنها را با دور کردن از هر گونه گنگی و ابهام به گوهر اصلی‌شان نزدیک‌تر کند. یعنی آنچه را که به هر دلیل در زمان خودشان ناتوان از بهتر گفتنشان ...
حقایق درباره لیلا دختر ادریس
حقایق درباره لیلا دختر ادریس تصویر اسکلتی در شیشه. لیلا در دالان بیمارستان می‌دود. تصویر زنی که در قاب اشاره کرده است: سکوت. لیلا در سکوت بیمارستان می‌دود و از کسی نشانی می‌گیرد. لیلا نفس‌زنان به دری می‌رسد که مردی با لباس سفید کنار آن ایستاده. لیلا می خواهد برود تو، مرد جلویش را می‌گیرد. مرد با لباس سفید دیر رسیدین. امتحان شروع شده. انشاالله دوره بعد! تصویر لیلا که ...
ضیافت و میراث
ضیافت و میراث نوکر: ارباب، هوار، ارباب! میان‌آقا: من که گفتم اینجا خبرهایی هست. بزرگ‌آقا: من که گفتم همه با هم باشیم. من تنهایی نمی‌تونم اینجا رو اداره کنم. میان‌آقا: درسته. اخوی اینو گفت. بزرگ‌آقا: نگفتم؟ کوچک‌آقا: من سر حرفم هستم! بزرگ‌آقا: تو هیچی ندیدی. کوچک‌آقا: برعکس؛ هر چی بیشتر نگاه کردم بیشتر مطمئن شدم که هیچ‌چیز نبوده.
مشاهده تمام رمان های بهرام بیضایی
مجموعه‌ها