رمان ایرانی

خاک آدم‌پوش

هیچ نویسنده‌ای به اندازه ژانرنویس با شهرزاد احساس هم‌ذات‌پنداری نمی‌کند. ژانرنویس مخاطب را بر سریر پادشاهی می‌نشاند و هدفی جز تسخیر عمیق و تمام قلب و ذهن او ندارد؛ همچون شهرزاد، که اگر هر شب نمی‌توانست پادشاه را پای نقل خود نگه دارد، هستی خود را از دست می‌داد. هدف مجموعه رمان ژانر نشر هیلا احترام به احساس، شعور و سلیقه فرهیخته نسل جدید مخاطبان ایرانی است.ضحی کاظمی در رمان فانتزی «خاک آدم‌پوش» شما را همراه با قهرمانانش به سه‌ هزار سال قبل و حکومت عیلامیان می‌برد تا به مفهوم نامیرایی که هیچ‌گاه دست از سر بشر برنخواهد داشت، بپردازد. او با تحقیقات گسترده، در جذاب کردن فضای نیمه‌ تاریخی نیمه ‌فانتزی اثرش موفق عمل کرده است.

هیلا
9786005639841
۱۳۹۶
۲۸۰ صفحه
۱۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های ضحی کاظمی
سال درخت
سال درخت «سال درخت» داستان سه نسل از سه خانواده ایرانی‌ست. راوی مرده رمان در طول داستان، برادر سندرم داون خود «پویا» و خواهرش «پرسیا» را خطاب قرار داده و سرگذشت خانواده را برای ایشان بازروایت می‌کند. سرگذشتی که مملو از اشتباهات، بداقبالی‌ها، خرافات، مصیبت، عشق و مرگ است. راوی مدام از زمان حال و ماجرای مهاجرت خواهرش به گذشته بازمی‌گردد و ...
مادر آدم نباتی (دنیای آدم نباتی‌ها 2)
مادر آدم نباتی (دنیای آدم نباتی‌ها 2) مادر بچه‌اش را همان‌طور با پای لخت بلند می‌کند و سر و صورتش را می‌بوسد و شکمش را قلقلک می‌دهد. بچه قهقهه می‌زند. من و تارا ناخودآگاه همراه بچه می‌خندیم. تا جایی که یادم هست، در کشور نوزادان تمام این کارها را روبات‌ها انجام می‌دادند؛ از شیر دادن به نوزادان تیپ الف گرفته تا عوض کردن پوشکشان. بعید می‌دانم روبات‌های ...
آدم‌نما
آدم‌نما این رمان علمی‌تخیلی-پادآرمانشهری در آینده‌ای می‌گذرد که انسان‌ها به واسطه‌ بازسازی مدام اندام‌های بدنشان از سلول‌های بنیادی، بر بیماری غلبه کرده و مرگ را به تعویق انداخته‌اند. در آرمانشهر دنیای بعد از انقلاب سلول‌های بنیادی انسان‌های عقیم شده برای بقای خود و انجام به موقع جراحی‌های بهبودشان به قوانین جامعه پایبندند و به زندگی یکنواخت روزمره، خوردن و خوابیدن و ...
کفش‌هاتو جفت کن
کفش‌هاتو جفت کن این مجموعه که شامل 54 داستانک است، با نگاهی موشکافانه به مسایل جامعه امروز ایران که با مذهب، علوم ماورایی جدید و سنت‌ها آمیخته است، می‌پردازد.
این‌جا کسی مرده
این‌جا کسی مرده رو می‌گرداند به اطراف. انگار دنبال پاسخ سوالی است. سوالی که خود نمی‌داند و جوابی که سال‌هاست فراموشش شده. مریم سرش را روی ساق‌های دستش که ضربدر بر زانو گذاشته، خم می‌کند. انگار مردد است که گریه کند یا نه. مهشید دست پشت مریم می‌گذارد و مریم با نوازش آرام مهشید دوباره می‌نشیند. مهشید می‌پرسد کسی مرده؟ مریم با سر ...
مشاهده تمام رمان های ضحی کاظمی
مجموعه‌ها