بزرگترین بدبختی آدمی این است که در برابر ستم، جرات طغیان را از دست بدهد.
جان کلام زندگی اینجاست که طغیان بر صد بیدادگری دوام یابد.
لحظهای که انسان ستم را به آسانی تحمل کند، شومترین دوره حیاتش آغاز میگردد.
۱۸ رمان
برشت سرودن شعرهایش را در ۱۵سالگی و پیش از نمایشنامهنویسی آغاز کرد. نخستین سرودههایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد، افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سرودههایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان میخواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود میکرد.
شعرهای نمایشی برشت را از مهمترین آثار او دانستهاند. اینها شعرهایی هستند که به ...
آدم آدم است بچه فیل استنطاق لوکولوس
برتولت برشت استاد دیالکتیک بود. در کنار نظریه وحدت تضادهها، دگرگونی مداوم در تفکر دیالکتیکی بیش از همه به نظر او ثمر بخش میرسید، تا بدان درجه اصطلاح تئاتر حماسی را که در گذشته انتخاب کرده بود، در سالهای آخر عمر چنانکه از یادداشتی که بر ((دیالکتیک در تئاتر)) نوشته است بر میآید زیاد از حد متوجه شکل ظاهری تئاتر ...
گفتگوی فراریان
«خشونت» در همان حال که پیرامون خود را نومیدانه مینگریست. از بخت بد، از صحنه به پایین لغزید، و با خشم چندان پا بر زمین کوفت که سوراخی پدید آمد. و بدینسان بر خود حاکم شد. پس از آن «نفرت از آموزش» بر صحنه آمد، و در حالیکه کف به دهان آورده بود، سوگند خورد که بار گناه «دانش» را ...
زندگی گالیله
داوری بیرحمانه گالیله درباره خود و آنچه در پایان کار درباره هدف واقعی علم میگوید، دریچهای به سوی نور میگشاید. کوششی است برای پاسخ، پاسخی که در سراسر نمایشنامه جستجو شده است. برشت فقط به طرح مسائل دل خوش نمیکند، دست کم راهی به سوی جواب مینماید و بذر امکانات گوناگون را در اندیشه ما میپاشد. به همین جهت تحول ...
ننه دلاور و فرزندان او (گزارش جنگهای 30 ساله) نمایشنامه
برشت هنرمندی است نمایشنامهنویس، شاعر، مقالهنگار، هنرمند تئاتر و نویسنده رمان و داستان کوتاه. ولی کار عظیم او در دنیای نمایشنامهنویسی است.
برشت به آگاهی و روشنبینی و مسولیتشناسی انسان قرن بیستم توجه خاص دارد. به نظر او فلسفه و هنر دو برادر همزاد و همگاماند. معتقد است که ((عالمی از نو باید ساخت و از نو آدمی)).
زندگی گالیله
زندگی گالیله افراطیترین درامی است که دوست دارم آن را اجرا کنم آنچه من در این نمایشنامه میبینم رنجهای یک انسان نابغه و ژنی و محرومیتهای یک کاشف و چیدن بالهای انسانی است که قدرت پرواز پرندگان را دارد، اما در نهایت محکوم به سکوت میشود. روزگار مرگی صوری را به گالیله تحمیل میکند ولی ذات نبوغ در او ماندگار ...