بیوگرافی

چگونه پروانه شدم

(Becoming myself)

دکتر اروین یالوم، روان‌درمان‌گر برجسته و نویسنده ده‌ها کتاب پر آوازه در زمینه روان‌درمانی، در این کتاب که آخرین اثر او نیز هست، درباره زندگی خودش می‌گوید گه چگونه در کودکی به همراه پدر و مادر بی سواد و تهی‌دستش به خاک آمریکا قدم گذاشت و به انسانی تبدیل شد که با روش‌های درمانی و نوشته‌هایش دیدگاه و زندگی میلیون‌ها نفر را در سرتاسر دنیا تغییر داد. از آثار او می‌توان به «وقتی نیچه گریست»، «روان‌درمانی اگزیستانسیال»، «دژخیم عشق» و «روان‌درمانی گروهی: مباحث نظری و کاربردی» اشاره کرد.

مینا فتحی
لیوسا
9786003400757
۴۹۲ صفحه
۱۱۷ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اروین یالوم
صفحه نویسنده اروین یالوم
۱۸ رمان ایروین دیوید یالوم (به انگلیسی: Irvin David Yalom) (متولد ۱۹۳۱، واشنگتن دی سی، ایالات متحده آمریکا) , روانپزشک هستی‌گرا (اگزیستانسیالیست) و نویسنده آمریکایی است. در سال ۱۹۵۶ در بوستون در رشته پزشکی و در سال ۱۹۶۰ در نیویورک در رشته روانپزشکی فارغ التحصیل شد و بعد از خدمت سربازی، در سال ۱۹۶۳ استاد دانشگاه استانفورد شد. در همین دانشگاه بود که الگوی روانشناسی هستی گرا یا اگزیستانسیال را پایه گذاری کرد. یالوم هم آثار دانشگاهی متعددی تالیف کرده است و هم ...
دیگر رمان‌های اروین یالوم
مسئله‌ی اسپینوزا
مسئله‌ی اسپینوزا شرم در جامعه‌ی آمستردام قرن هفدهم کار رایجی بود. هر چند ماه یک بار، یک شرم اجرا می‌شد و هر فرد یهودی بالغی چندین بار شاهد یک شرم بود، ولی جمعیت حاضر در 27 ژوئیه شاهد یک شرم عادی نبود. خانواده‌ی اسپینوزا برای همه‌ی یهودیان آمستردام آشنا بود. پدر باروخ و همین طور عمویش اغلب در ماهاماد، هیئت حاکمه‌ی کنیسه، ...
من چگونه اروین یالوم شدم (بادداشت‌ها و خاطرات 1 روانپزشک)
من چگونه اروین یالوم شدم (بادداشت‌ها و خاطرات 1 روانپزشک) ساعت سه صبح از خواب پریدم. بالشم از اشک خیس شده بود. به آرامی از رختخواب بیرون خزیدم تا مریلین بیدار نشود. به دستشویی رفتم. چشم‌هایم را خشک کردم و همان دستورالعمل‌هایی را که چهل سال است برای بیمارانم تجویز می‌کنم، خودم انجام دادم: «چشم‌هات رو ببند، خوابت رو در ذهنت مرور کن و بعد هر چی را که در ...
دروغ‌گویی روی مبل
دروغ‌گویی روی مبل ارنست روان‌درمانگری بود که به کارش عشق می‌ورزید. بیمارانش هر روز او را به خصوصی‌ترین اتاق‌های زندگی‌شان دعوت می‌کردند. و او هر روز آنها را تسلی می‌داد، تیمارشان می‌کرد و ناامیدی را از آن‌ها دور می‌کرد... کسی که به کارش عشق می‌ورزد، خوش‌ شانس است. ارنست احساس خوش‌ شانسی می‌کرد. البته چیزی بیش از خوش شانسی، او احساس خوشبختی می‌کرد... ...
دژخیم عشق و چند داستان روان‌درمانی دیگر
دژخیم عشق و چند داستان روان‌درمانی دیگر دوست ندارم با بیمارانی که عاشق هستند، کار کنم؛ شاید به دلیل حسادت، چون من نیز طالب شیفتگی هستم. شاید به این دلیل که عشق و روان‌درمانی از پایه با هم ناسازگارند. روان‌درمانگر خوب با تاریکی می‌جنگد و در جستجوی روشنایی است، در حالی که عشق رویایی با ابهام زنده می‌ماند و با وارسی و امتحان کردن فرو می‌ریزد. از ...
مسئله‌ اسپینوزا
مسئله‌ اسپینوزا شرم در جامعه‌ی آمستردام قرن هفدهم کار رایجی بود. هر چند ماه یک بار، یک شرم اجرا می‌شد و هر فرد یهودی بالغی چندین بار شاهد یک شرم بود، ولی جمعیت حاضر در 27 ژوئیه شاهد یک شرم عادی نبود. خانواده‌ی اسپینوزا برای همه‌ی یهودیان آمستردام آشنا بود. پدر باروخ و همین طور عمویش اغلب در ماهاماد، هیئت حاکمه‌ی کنیسه، ...
مشاهده تمام رمان های اروین یالوم
مجموعه‌ها