رمان خارجی - فرانسه

وقتی اثر هنری بودم

او قربانی شده. بهتر بگویم، قربانی خطابه‌های عصر ما. به ما می‌فهمانند که ظاهر مهم است. پیشنهاد می‌کنند که چیزهای زیادی خریداری کنیم. اجناس جدید بازار را بخریم. باید ظاهرمان، لباس‌هایمان، غذاهایی که می‌خوریم، آرایشی که می‌کنیم، وسایل، اتومبیل، لوازم زیبایی، لوازم سلامتی، و موقعیت اجتماعی ما مناسب باشد. باید به سرزمین‌های دور سفر کنیم. عمل‌های جراحی انجام بدهیم. آدام هم مثل بقیه در دام این حرف‌ها گرفتار شد. او وقتی نمی‌توانست در میان این چهره‌های رنگارنگ خودش را پیدا کند، شیادی به او پیشنهاد داد چهره تازه و جذابی برایش بسازد که او با آن احساس خوشبختی کند. بعد هم فهمید که در این بن‌بست گیر افتاده. درست همان موقع بود که من با او آشنا شدم.

نیماژ
9786003675841
۲۲۴ صفحه
۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۲ رمان اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است. چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است. نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
موسیو ابراهیم و گل‌های آسمانی
موسیو ابراهیم و گل‌های آسمانی در پاریس دهه 1960 مومو پسربچه دوازده ساله یهودی با پیرمرد عرب خیابان آبی یا همان موسیو ابراهیم، دوست می‌شود. اما ظاهرا ماجرا ابهام‌هایی در خود دارد. موسیو ابراهیم بقال، عرب نیست. خیابان آبی، آبی نیست و پسربچه نیز شاید یهودی نباشد...
مسیو ابراهیم
مسیو ابراهیم «مسیو ابراهیم، اگه با زنتون و برژیت باردو توی یه قایق باشین و قایق چپ بشه چیکار می‌کنین؟» «مطمئنم که زنم شناگر ماهریه.» تا حالا ندیده بودم که چشمی چنان بخندد. من هم از ته دل خندیدم. چشم‌هاش برق می‌زد. پیرمرد برخلاف ظاهرش راز خوشبختی و لبخند را می‌شناسد و به دوست نوجوانش می‌شناساند. در جهان مطلق‌ها و پیش‌داوری‌ها، در جهان سوزاندن به ...
آدولف ه دو زندگی
آدولف ه دو زندگی اگر آدولف هیتلر بزرگ‌ترین جنایتکار جنگی قرن بیستم پیش از ورود به ارتش در دانشکده هنرهای زیبای وین پذیرفته می‌شد چه سرنوشتی می‌داشت؟ در عالم هنر به کجا می‌رسید و رفتارش با خانواده با هنرمندان و منتقدان و شاگردانش چگونه می‌بود؟
سگ
سگ وقتی به او نزدیک شدم و بیش از یک متر از او فاصله نداشتم زوزه‌ای تیز سر داد و می‌کوشید که پوزه‌اش را از لای سیم‌های خاردار به من برساند. من به سمت او خم شده بودم و گرمی نفس و رطوبت نوک پوزه‌اش را بر کف دستم حس می‌کردم. دستم را می‌بوسید. آن‌وقت نوبت من بود که با او ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها