تمام کن لرزیدن و تکان‌خوردن، نفس‌نفس زدن و لعن کردن را، و دوباره پیدا کن هسته‌ات را که منم. آرام بگیر از مچالگی، اعوجاج و انحراف. برای ساعتی تو من خواهی بود، یعنی، نیمه‌ی دیگر خودت. نیمه‌ای که گمش کرده‌ای. آنچه را که سوزانده‌ای، شکسته‌ای و پاره کرده‌ای هنوز در دست‌های من است: من نگاه‌دارنده‌ی چیزهای ظریفم و نگاه داشته‌ام از تو آنچه را که زایل‌ناشدنی است.
حتا جهان و خورشید نمی‌توانند نشان بدهند دو چهره‌شان را به یک‌باره.
حالا ما به‌طرزی تفکیک‌ناپذیر در هم تنیده‌ایم. من گرد هم آورده‌ام همه‌ی تکه‌ها را. بازمی‌گردانم آن‌ها را به تو. تو دویده‌ای با باد، در حال پراکندن و نابودی. من دویده‌ام پشت سرت، مثل سایه‌ات، در حال جمع‌کردن آنچه که تو افشانده‌ای در خزانه‌های عمیق.
۲ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Elham
‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۲۷
parham-nasa
‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۵