- نوشته هاینریش بل
- ترجمه محمد ظروفی
- ناشر جامی
هاینریش بل اولین داستانهای کوتاهش را در ۱۹۴۷ در مجلات مختلف به چاپ رساند که بخشی از آنها به ادبیات پس از جنگ و بخشی به ادبیات ویرانهها تعلق دارند. اغلب این آثار به تجربه شخصی بل از جنگ و همینطور ویرانی سرزمین آلمان پس از جنگ میپردازند. بل بعضی از داستانهایش را در ۱۹۵۰، در مجموعهای با عنوان بیگانه، وقتی رسیدی به اسپا... منتشر کرد که باعث شهرت او در مقام نویسنده داستان کوتاه شد. از آن پس او رمانها و داستانهای کوتاه بسیاری نوشت؛ رمانهایی همچون و حتی یک کلمه هم نگفت، بیلیارد در ساعت نه و نیم، عقاید یک دلقک و آبروی از دست رفته کاترینا بلوم و بسیاری آثار دیگر که بخشی از آنها از درخشانترین آثار ادبی قرن بیست آلمان به حساب میآید. هاینریش بل در ۱۹۷۲ نوبل ادبیات را از آن خود کرد.
- تعداد صفحه
- ۱۰۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۴۷۳
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
گرسنگی قیمتها رابه من یاد داد، فکر نان تازه مرا کاملا از خود بی خود میکرد، و من غروبها ساعتهای متمادی بی هدف در شهر پرسه میزدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمیکردم به جز نان. چشم هایم میسوخت، زانوهایم از ضعف خم میشد و حس میکردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست. نان. من مثل آدمی مرفینی، معتاد به نان بودم…
او ضمن تعریف و تمجید از من در پایان گفت: « جوان دست و دلباز و نجیب و شریفی به نظر میرسد. » آن وقت به خودم گفتم، پس تو نجیب و شریف به نظر میرسی و خودم را دقیقاً در آیینه یی که در سالن لباسشویی خوابگاه کارآموزان آویزان بود، ورانداز کردم. به صورت رنگ پریده و دراز خودم نگاهی انداختم، لب هایم رو به جلو و عقب دادم و با خود گفتم: پس قیافه یک آدم شریف و محترم این طوری است. و با صدای بلند به چهره ام در آیینه گفتم: « دلم میخواهد چیزی برای خوردن داشته باشم…»


