مردم فقیر

Bednye liudi

۳.۸ از ۵ · ۲ رأی۲۲۶ صفحه۵ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

امروز با ساشا دختر عمویم در خیابان مصادف شدم. چه وضع وحشتناکی دارد! بیچاره در لب پرتگاه نابودی است! من از گوشه و کنار شنیده‌ام که آمافیودورونا در جستجوی من است. گمان می کنم که او هرگز از تعقیب من دست بر نمی‌دارد، برای من پیغام داده است که می‌خواهد مرا عفو کند و آنچه گذشته است را به دست فراموشی سپارد و خودش عزم دیدار مرا دارد.

تعداد صفحه
۲۲۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۰۳۰۲۱۳
سال نشر
۱۳۸۶
تعداد نقل قول
۵
نسخه‌ها
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب مردمان فرودست
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب رویای مرد مسخره
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۵ نقل قول

آدم بیچاره همیشه سوظن دارد، به دنیای خداوند از زاویه دیگری نگاه می‌کند و پنهانی هر آدمی را که می‌بیند گز می‌کند، با نگاه خیره مشوشی او را نگاه می‌کند، و با دقت به هر کلمه‌ای که به گوشش می‌رسد گوش می‌دهد – آیا دارند درباره او حرف می‌زنند؟ آیا دارند می‌گویند که به چیزی نمی‌ارزد، و آیا فکر می‌کنند که این آدم چه احساساتی دارد و از این منظر و آن منظر به چه می‌ماند؟ و وارنکا، همه می‌دانند که یک آدم بیچاره از یک تکه‌گلیم پاره‌پوره هم بی‌ارزشتر است و نمی‌تواند امیدی به جلب احترام دیگران داشته باشد، و هرچه هم این نویسنده، این آدمهای قلم‌انداز، هرچه که بنویسند! آدم بیچاره همیشه همان خواهد ماند که از اول بوده است.

خاطرات چه شیرین و چه تلخ ، همیشه منبع عذاب هستند.

انسان هر چه بیشتر در اختفای فقر و مذلت خویش می‌کوشد و هرچه بیشتر سر در گریبان خویش فرو می‌برد تا بتواند از شر زبان مردم در امان باشد باز کسی وارد زندگی او می‌شود و از کاهی کوه می‌سازد و انسان را دست می‌اندازد و در یک چشم بهم زدن اسرار زندگانی او را در کتابی ثبت می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌اندازد و اسباب تمسخر و تحقیر دیگران می‌سازد.

این موضوع حقیقت دارد که گاهی آدم بدون هیچ دلیلی به نابودی خودش می‌کوشد و خود را از خاک سیاه و تکه ای چوب خشک هم پست‌تر می‌سازد.

من مدتی است که نسبت به حال و روز آدمهای بیچاره و فقیر از صمیم قلب اظهار دلسوزی می‌کنم. می‌توان گفت به کمک این ابراز همدردی و دلسوزی ، آدم به نحوی درباره ی خودش داوری و قضاوت می‌کند.