مردمان فرودست

Les pauvres gens

۳.۸ از ۵ · ۲ رأی۲۲۴ صفحه۵ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کتاب « مردمان فرودست» همان‌طور که می‌دانیم اولین کتاب داستایفسکی است. نخستین گام در راهی که از او یکی از نام‌آورترین نویسندگان جهان را ساخت. سبک نوشتاری بسیار ساده و حتی عامیانه است. ۲ نفر که تحصیلات چندانی ندارند، در کمال سادگی و بی‌پیرایگی، غم و قصه‌ها، ناراحتی‌ها و محبت صمیمانه‌شان را طی نامه‌هایی با هم رد و بدل می‌کنند. همین سادگی و بی‌پیرایگی بود که ۲ منتقد بزرگ و صاحب‌نام روس: بلینسکی و نگراسوف را چنان به شوق آورد که اعلام کردند ستاره درخشانی در عالم ادبیات روس ظهور کرده است. پیش‌بینی‌شان درست بود و داستایوفسکی گامی بسیار بلندتر از آن‌چه آن‌ها حدس می‌زدند، نه تنها در ادبیات ملت روس، بلکه در همه جهان برداشت.

تعداد صفحه
۲۲۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۴۸۴۴۵۴
سال نشر
۱۳۹۴
تعداد نقل قول
۵
نسخه‌ها
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب مردم فقیر
جلد کتاب بیچارگان
جلد کتاب رویای مرد مسخره
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۵ نقل قول

آدم بیچاره همیشه سوظن دارد، به دنیای خداوند از زاویه دیگری نگاه می‌کند و پنهانی هر آدمی را که می‌بیند گز می‌کند، با نگاه خیره مشوشی او را نگاه می‌کند، و با دقت به هر کلمه‌ای که به گوشش می‌رسد گوش می‌دهد – آیا دارند درباره او حرف می‌زنند؟ آیا دارند می‌گویند که به چیزی نمی‌ارزد، و آیا فکر می‌کنند که این آدم چه احساساتی دارد و از این منظر و آن منظر به چه می‌ماند؟ و وارنکا، همه می‌دانند که یک آدم بیچاره از یک تکه‌گلیم پاره‌پوره هم بی‌ارزشتر است و نمی‌تواند امیدی به جلب احترام دیگران داشته باشد، و هرچه هم این نویسنده، این آدمهای قلم‌انداز، هرچه که بنویسند! آدم بیچاره همیشه همان خواهد ماند که از اول بوده است.

خاطرات چه شیرین و چه تلخ ، همیشه منبع عذاب هستند.

انسان هر چه بیشتر در اختفای فقر و مذلت خویش می‌کوشد و هرچه بیشتر سر در گریبان خویش فرو می‌برد تا بتواند از شر زبان مردم در امان باشد باز کسی وارد زندگی او می‌شود و از کاهی کوه می‌سازد و انسان را دست می‌اندازد و در یک چشم بهم زدن اسرار زندگانی او را در کتابی ثبت می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌اندازد و اسباب تمسخر و تحقیر دیگران می‌سازد.

این موضوع حقیقت دارد که گاهی آدم بدون هیچ دلیلی به نابودی خودش می‌کوشد و خود را از خاک سیاه و تکه ای چوب خشک هم پست‌تر می‌سازد.

من مدتی است که نسبت به حال و روز آدمهای بیچاره و فقیر از صمیم قلب اظهار دلسوزی می‌کنم. می‌توان گفت به کمک این ابراز همدردی و دلسوزی ، آدم به نحوی درباره ی خودش داوری و قضاوت می‌کند.