امتیاز نداده‌اید

«و بعد، انگار که زمان ایستاده باشد، هیچ اتفاقی نیفتاد. وضع ملکه مادر نه بهتر شد، نه رو به وخامت گذاشت؛ ملکه مادر بین مرگ و زندگی معلق مانده بود و تن نحیفش درست لبه زندگی تکان تکان می‌خورد هر لحظه ممکن بود به آن سمت دیگر برود، لیکن با طنابی باریک به این سمت محکم شده بود، طنابی که از روی هوسی نامعلوم، مرگ نگهش داشته بود، چرا که جز مرگ چه کس دیگری می‌توانست طناب را نگه دارد. آن‌روز هم گذشت و آن روز، چنان که اول قصه گفتیم، هیچ‌کس نمرد.» «دنیای داستانی ساراماگو دور از افسانه و حکایت نیست؛ همان قلمرو کافکا، گوگل و بورخس» لوس آنجلس تایمز «شاید ساراماگو بزرگ‌ترین نویسنده عصر ما باشد.» شیکاگو تریبون

تعداد صفحه
۲۵۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۹۱۰۹۶۱
سال نشر
۱۳۹۰
نسخه‌ها
جلد کتاب توقف در مرگ
جلد کتاب درنگ مرگ
جلد کتاب هجوم دوباره مرگ
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

زندگی همین است دیگر… انسان انتظار کسی را می‌کشد که هرگز نخواهد آمد.

این حقیقتا رسوایی بزرگی بود. فردی که می‌بایست دو روز قبل بمیرد، هنوز هم به زندگی ادامه می‌داد.

البته این که می‌گویند مرگ هرگز نمی‌خندد حقیقت دارد، اما شاید تنها دلیل این امر، فقدان لب باشد.

تنها راه سرنگونی اژدها این است که سرش را قطع کنیم. تمیز کردن کثافات زیر ناخنش دردی را دوا نمی‌کند.

بهتر است گوش کنید جناب نخست وزیر! بدون وجود مرگ رستاخیزی وجود نخواهد داشت و بدون رستاخیز هم دیگر نیازی به کلیسا نخواهد بود!